پرداخت كه عرشش بر آب بود ، و بر آب بودن عرش كنايه است از اينكه مالكيت خداى تعالى در آن روز مستقر بر اين آب بود كه گفتيم مادهء حيات و زندگى است ، چون عرش و تخت سلطنت هرپادشاهى عبارت است از محل ظهور سلطنت او ؛ و استقرار پادشاه بر آن محل بهمعناى استقرار ملك او بر آن محل است ، ( وقتى مىگويند فلان سلطان بر تخت سلطنت دست يافت و بر آن مستقر گرديد ، معنايش اين نيست كه پس از سالها جنگ و خونريزى به چهار تخته چوب دست يافته ، بلكه معنايش اين است كه بر مقام فرماندهى و ادارهء كشور مسلّط شده است ) .
پس « استواء بر عرش » به اين معنا است كه خداى تعالى بعد از خلقت آسمان و زمين در دو روز ، به امر تدبير مخلوقات خود پرداخت . « 1 »
( * * ) عرفان نفس
س 932 - دين ، نسبت به مسأله عرفان نفس چگونه نظرى دارد ؟
( بحث علمى )
ج - نظر دين به مسألهء عرفان نفس نظر استقلالى نيست ، بلكه نظر آلى و
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 224 .