ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
« 1 » چيست ؟
ج - « عرش » بهمعناى تختى است كه پادشاه بر آن مىنشيند ؛ و چه بسا در بعضى از موارد استعمال كنايه از مقام سلطنت باشد .
راغب در مفردات گفته است : عرش در اصل بهمعناى چيزى است كه سقف داشته باشد و به « عروش » جمع بسته مىشود ، مانند
« وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها »
« 2 » و نشيمنگاه سلطان را هم كه عرش مىنامند به اعتبار بلندى آن است . آنگاه مىگويد عرش خدا چيزى است كه بشر از درك حقيقت آن عاجز است ، و تنها اسمى از آن مىداند . و . . .
كوتاه سخن اينكه فرمود :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
در عين اينكه مثالى است كه احاطهء تدبير خدا را در ملكش مجسم مىسازد ؛ بر اين هم دلالت دارد كه در اين ميان حقيقتى هم در كار هست ، و آن عبارت است از همان مقامى كه ، زمام جميع امور در آنجا متراكم و مجتمع مىشود ، آيهء
« وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ،
و او پروردگار بزرگ عرش است » « 3 » و نيز آيات ديگرى « 4 » دلالت بر اين معنا دارند ؛ چون از ظاهر اين آيات برمىآيد كه عرش حقيقتى است از حقايق خارجى ، و آيهء مورد بحث مانند آيهء شريفه نور و مثالهايى كه در آن زده شده ، صرف مثل
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 54 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 259 .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 129 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء مؤمن ، آيهء 7 ؛ سورهء الحاقة ، آيهء 17 ؛ سورهء زمر ، آيهء 74 .