نيست ، و لذا ما مىگوييم كه براى عرش ، مصداقى خارجى و حقيقى الهى است ، و همچنين براى « لوح » ، « قلم » و « كتاب » مصداقى است ؛ در مثل آيهء نور نمىگوييم كه در عالم آيينهاى الهى و يا درخت زيتونى الهى و يا زيتى الهى وجود دارد ، چون ما نيز اعتراف داريم كه آيينه و درخت و زيتى كه در اين آيه ذكر شده صرفا براى مثال است - دقت فرماييد .
معنايى را كه ما براى كلمهء عرش در جملهء
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
كرده و گفتيم : اين كلمه بهمعناى مقامى است موجود كه جميع سرنخهاى حوادث و امور در آن متراكم و جمع است ، از آيهء
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ »
« 1 » به خوبى استفاده مىشود ؛ چون اين آيه استواى بر عرش را به تدبير امور تفسير نموده ، و از وجود چنين صفتى براى خداى تعالى خبر مىدهد . « 2 »
س 931 - منظور از اينكه خداوند فرمود : « وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »
« 3 » چيست ؟
ج - جملهء
« وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »
جملهاى است حاليّه ؛ و معناى مجموع آيه اين است كه : خداى تعالى در وقتى و در حالى به خلقت آسمانها و زمين
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 184 و 194 و 195 . [ با تصرف ]
( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 7 .