س 925 - با اينكه بندهء خدا هرگناهى هم كه كرده باشد ، بالأخره آخر دارد ، مثلا هفتاد سال گناه كرد ، چرا بايد تا ابد معذّب باشد ؟ و آيا اين ظلم نيست ؟ ( بحث فلسفى )
ج - « عذاب » درواقع عبارت است از آثار غيرمحبوبى كه بر موضوع واقعى و ثابت خود مترتب مىشود ، به اين معنى كه بر اثر مخالفتهاى محدود درواقع « علل معدّه » براى حصول اين صورت است ، و بر اثر صورت مزبور آثار مورد نفرت كه عذاب ناميده مىشود به وجود مىآيد ، بنابراين آثار مزبور آثار صورت شقاوت است كه همواره براى نفس شقى ثابت است نه آثار مخالفتها كه علل معدّه محسوب مىشوند و طبعا محدودند ، بااينحال جايى براى سوال باقى نمىماند كه چطور مىشود مخالفتهاى متناهى و محدود آثار غيرمتناهى داشته باشد ؟
چنان كه نظير همين مطلب درمورد صورت انسانيت تصور مىشود ، زيرا يك سلسله علل معدّه محدود باعث مىشود كه صورت انسانيت به ماده دست دهد و اين صورت براى هميشه منشأ آثار انسانيت ، حتى پس از مرگ خواهد بود زيرا بقاء علت ، سبب بقاء معلول است ، و جايى براى اين سوال نيست كه چرا علل محدود سبب آثار نامحدودى شده است ! « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 311 .