روح و جسم او خواهد بود آن هم چه سعادت بزرگى .
و همچنين بعضى از حوادث كه مايه محروميت و نقص جسم آدمى است ، ولى براى روح جاودانه او سعادت است ، مانند شهادت در راه خدا ، و انفاق مال و ساير امكانات در اين راه ، كه اين نيز از سعادت آدمى است ، همچون تحمل نوشيدن دواى تلخ است كه دقايقى آدمى را ناراحت مىكند ولى مدت طولانى مزاجش را سالم مىسازد . و اما آنچه كه خوش آيد جسم و مضر به روح آدمى است ، مايه شقاوت آدمى و عذاب او است و قرآن اينگونه اعمال را كه تنها لذت جسمانى دارد ، متاعى قليل خوانده ، كه نبايد به آن اعتنا كرد . « 1 »
و همچنين هرچيزىكه مضر به روح و جسم ، هردو است ، قرآن آن را نيز عذاب خوانده همچنانكه خود ماديين هم آن را عذاب مىشمارند .
امّا قرآن آن را از اين نظر كه مايه ناراحتى روح است ، و ماديين از اين نظر كه مايه بدبختى و ناراحتى بدن است عذاب مىدانند . « 2 »
كلمهء عذاب در اصطلاح قرآن بهمعناى عذاب روحى تنها و يا روحى و جسمى است ، چنان هم نيست كه از استعمال اين كلمه درمورد ناملايمات جسمانى فقط ، امتناع بورزد ، و آن را عذاب نداند ، بلكه اين كلمه را در آن مورد نيز به كار برده ، از آن جمله ، از ايّوب حكايت كرده كه گفت :
« أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء آل عمران ، آيهء 197 .
( 2 ) . ر . ك : سورهء فجر ، آيهء 6 - 14 .