تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كند . پس از همهء مطالب گذشته اين معنا روشن گرديد كه اسلام در تجويز خوردن گوشت حيوانات و همچنين در جزئيات و قيد و شرطهايى كه در اين تجويز رعايت نموده امر فطرت « 1 » را حكايت كرده ، فطرتى كه خداى تعالى بشر را بر آن فطرت خلق كرده است . « 2 »

س 920 - چرا اسلام حلّيت گوشت را مبنى بر تذكيه كرده است ؟

و چرا به خوردن گوشت حيواناتى كه خودشان مىميرند اكتفا نكرد ، با اينكه اگر اكتفا كرده بود مسلمين هم گوشت مىخوردند ، و هم كارد به دست نمىگرفتند ، و با كمال بىرحمى حيوانى را سر نمىبريدند ، در نتيجه عواطف و رحمتشان جريحه‌دار نمىشد ؟ ( بحث علمى ) ج - [ گفته‌ايم ] رحمت به‌معناى رقّت قلب واجب الاتباع نيست ، و عقل پيروى آن را لازم نمىداند ، بلكه پيروى از آن را باعث ابطال بسيارى از احكام حقوقى و جزايى مىداند ، و خواننده عزيز توجه فرمود كه اسلام در عين اينكه احكامش را تابع مصالح و مفاسد واقعى قرار داده ، نه تابع عواطف ، مع ذلك در به كار بردن رحمت به آن مقدار كه ممكن و معقول بوده از هيچ كوششى فروگذار نكرده ، هم مصالح واقعى را احراز نموده ، و هم ملكهء رحمت را در بين نوع
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 5 ، ص 300 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 154 | مراد على شمس