خوانده ، مىفرمايد :
« وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ ،
خيلى شيفته اموال و اولاد آنان نباش كه خدا مىخواهد با همان اموال و اولاد عذابشان نموده و دلهايشان را از حسرت آب كند ، و بميرند در حالى كه كافر باشند » . « 1 »
و حقيقت امر اين است كه اولا ، مسرت و اندوه و شادى و غم و رغبت و نفرت و رنج و راحتى آدمى داير مدار طرز فكر آدمى در مسأله سعادت و شقاوت است .
ثانيا ، سعادت و شقاوت و آن عناوين ديگرى كه همان معنا را مىرساند ، به اختلاف موردش مختلف مىشود ، سعادت و شقاوت روح ، امرى است و سعادت و شقاوت جسم ، امرى ديگر ، و همچنين سعادت و شقاوت انسان ، امرى است و سعادت و شقاوت حيوان امرى ديگر ، و به همين قياس .
و انسان دنياپرست و مادى كه هنوز متخلق به اخلاق الهى نشده ، تنها و تنها كاميابىهاى مادى را سعادت مىداند ، و كمترين اعتنايى به سعادت روح و كاميابىهاى معنوى ندارد .
پس ، از نعمتهاى دنيا بعضى مانند علم ، تنها مايه سعادت روح آدمى است ، و بعضى مانند مال و فرزندى كه او را از ياد خدا بازندارد ، مايه سعادت
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 85 .