شرايعش عاطفه را بر احكام عقلى كه اصلاحگر نظام مجتمع بشرى است مقدّم نداشته ، و از احكام عاطفه تنها آن احكامى را معتبر شمرده كه عقل آن را معتبر شمرده است ، كه برگشت آن نيز به پيروى حكم عقل است . « 1 »
س 919 - رحمت الهى چگونه با تشريع حكم تذكيه و ذبح حيوانات سازگار است ؟
با اينكه خداى تعالى ارحم الراحمين است . ( بحث علمى )
ج - اين شبهه از خلط ميان رحمت و رقّت قلب ناشى شده است ، آنچه در خداى تعالى است رحمت است نه رقّت قلب ، كه تأثر شعورى خاص است در انسان كه باعث مىشود ، انسان رحم دل نسبت به فرد مرحوم تلطّف و مهربانى كند ، و اين خود صفتى است جسمانى و مادى كه خداى تعالى از داشتن آن متعالى است . - تعالى اللّه ذلك علوّا كبيرا - و اما رحمت در خداى تعالى معنايش افاضهء خير بر مستحق خير است ، آن هم به مقدارى كه استحقاق آن را دارد ، و به همين جهت بسا مىشود كه عذاب را رحمت خدا و به عكس رحمت او را براى حيوانات عذاب مىپنداريم - پس اين فكر را بايد از مغز بيرون كرد كه احكام الهى بايد بر طبق تشخيص ما كه ناشى از عواطف كاذبهء بشرى است ، بوده باشد ، و مصالح تدبير در عالم تشريع را به خاطر اينگونه امور باطل ساخته ، و يا در اينكه شرايعش را مطابق با واقعيّات تشريع كرده باشد مسامحه
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 5 ، ص 299 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 9 ، ص 288 . [ با تصرف ]