تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ج - جواب از اين سؤال در يك جملهء كوتاه اين است كه اساس شرايع دين و زيربناى آن حكمت و مصالح حقيقى است ، نه عواطف وهمى ، خداى تعالى در شرايعش حقايق و مصالح حقيقى را رعايت كرده ، نه عواطف را كه منشأش وهم است . توضيح آنكه شما اگر - به قدر ممكن - دربارهء موجوداتى كه تحت مشاهدهء خودتان هستند كنجكاوى كنيد خواهيد يافت كه اين موجودات ، هم در به وجود آمدن و هم در باقى ماندنشان تابع ناموس تحوّلند چيزى نيست كه ممكن نباشد به چيز ديگر تبديل شود و يا شىء ديگرى ، بالواسطه يا بدون واسطه به صورت آن درآيد . . . يكى از بين مىرود و ديگرى به وجود مىآيد اين باقى مىماند و آن ديگرى فانى مىشود پس : عالم ماده تبديل و تبدل و اگر خواهى بگو عالم آكل و مأكول است ، ( پيوسته موجودى موجوداتى ديگر را مىخورد و جزء وجود خود مىسازد ) . پس نظام تكوين و ناموس خلقت كه حكومتى على الاطلاق و به پهناى همه عالم دارد ، تنها حاكمى است كه حكم تغذّى را معين كرده ، موجودى را محكوم به خوردن گياه ، و موجودى ديگر را محكوم به خوردن گوشت ، و يكى را به خوردن دانه ، و چهارمى را به خوردن خون كرده ، و آنگاه اجزاى وجود را به تبعيت از حكمش هدايت نموده است ، و نيز او تنها حاكمى است كه خلقت انسان را مجهز به جهاز گوارش گياهان و نباتات كرده ، پيشاپيش همه جهازها
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 149 | مراد على شمس