تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
است مثل آن » . اين بود آن مقدار از كلام راغب كه مورد حاجت بود . « 1 » پس به‌هرحال عدالت هرچند كه به دو قسم منقسم مىشود يكى عدالت انسانى فى نفسه و يكى عدالتش نسبت به ديگران ، يكى عدالت فردى ، يكى عدالت اجتماعى ، و نيز هرچند لفظ عدالت مطلق است و شامل هردو قسم مىشود و ليكن ظاهر سياق آيه
[ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ]
اين است كه مراد از عدالت ، عدالت اجتماعى است ، و آن عبارتست از اين‌كه با هريك از افراد جامعه طورى رفتار شود كه مستحق آن است و در جايى جاى داده شود كه سزاوار آن است . و اين خصلتى اجتماعى است كه فردفرد مكلّفين مأمور به انجام آنند ، به اين معنا كه خداى سبحان دستور مىدهد هريك از افراد اجتماع عدالت را بياورد . « 2 »

س 917 - چطور با اينكه مهر و عاطفه ، با كشتن حيوانات مخالف است ، اسلام اين كار را دستور داده است ؟

و با اينكه خداى سبحان ارحم الراحمين است ، او چرا چنين اجازه‌اى داده ؟ و رحمت واسعه‌اش چگونه با اين تبعيض در مخلوقاتش مىسازد ؟ كه همهء جانداران را فدايى و قربانى انسان بسازد ؟ ( بحث علمى )
هامش
( 1 ) . مفردات راغب ، مادهء « عدل » . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 477 و 478 . [ با تصرف ]
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 148 | مراد على شمس