تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
بَعْضٍ »
استفاده كرده كه عمود و اصل رشته‌اى در ميان سلسله انبيا و اولياء محفوظ است ، و رشته‌اى كه از آدم تا نوح تا ابراهيم و آل عمران دويده است . و از اينجا اين نكته روشن مىگردد كه چرا آدم و نوح را با آل ابراهيم و آل عمران ذكر كرده ، خواسته است اشاره كند به اينكه سلسله نامبرده در مسألهء اصطفا همه جا متصل بوده ، و در هيچ نقطه‌اى قطع نشده است . « 1 »

( * * ) عدد هفتاد

س 914 - آوردن كلمهء « هفتاد بار » در آيهء شريفهء « إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ،

خداوند هرگز ايشان را نخواهد آمرزيد هرچند هفتاد بار برايشان آمرزش بخواهى » چه وجهى دارد ؟ ج - آوردن كلمهء « هفتاد بار » خصوصيتى ندارد بلكه فقط مىخواهد كثرت را برساند - نه اينكه از يك تا هفتاد بىفائده است ولى از هفتاد به بالا اثر دارد - و لذا به دنبال آن علّت مطلب را بيان كرده و فرموده : « براى اينكه ايشان به خدا و رسولش كافر شدند » يعنى مانع از شمول مغفرت ، كفر ايشان است به خدا و رسول ، و اين مانع با بودونبود استغفار و يا كم و زيادى آن بر طرف نمىشود ،
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 263 - 264 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 145 | مراد على شمس