تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
كوتاه سخن اين كه حلم و بردبارى در زندگى براى انسان بركات زيادى دارد ، و بهترين سخن در اين زمينه سخنى است كه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است مىفرمايد : « فَامّا الْحِلْمُ فَمِنْهُ رُكُوبُ الْجَميلِ ، وَ صُحْبَةُ الْابْرارِ ، وَ رَفْعٌ مِنَ الضِّعَهِ ، وَ رفُعٌ مِنَ الخَساسَةِ ، وَ تَشهِّى الْخَيرِ ، وَ يُقَرِّبُ صاحِبَهُ منْ مِعالِى الدَّرَجاتِ ، وَ الْعَفوِ وَ الْمَهلِ وَالْمَعْروُفِ وَالصَّمْتِ ، فَهذا ما يَتَشَعَّبَ لِلْعاقِلِ بِحِلْمِهِ » آن حضرت در اين حديث شريف و پر معنى ده نتيجه مثبت براى حلم بيان كرده و مىفرمايد : « از آثار حلم ، انجام كارهاى خوب ، همنشينى با نيكان ، بالا رفتن شخصيت انسان ، بر طرف شدن خسّت و پستى ، طالب خير بودن ، به مقامات عالى رسيدن ، از عفو بهره گرفتن و به مردم فرصت دادن ، كار نيك بجا آوردن و سكوت ( در برابر نادان ) پيشه كردن ، اين‌ها امورى هستند كه عاقل به خاطر علمش از آن بهره مىگيرد » . « 1 » 2 - حلم و بردبارى مانند ساير صفات انسان داراى سرچشمه‌ها و انگيزه‌هاى متعددى است ، سرچشمهء حلم را مىتوان امور زير شمرد : الف ) سلطه بر نفس و مالكيت خويشتن ، سبب مىشود كه انسان در برابر ناملائمات از كوره در نرود ، و گرفتار خشم و آشفتگىها نشود ، امير مؤمنان على عليه السلام در تعريف حلم اشاره‌اى به اين سرچشمه فرموده است آنجا كه مىگويد : « انَّمَا الْحِلْمُ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ مِلْكُ النَّفسِ ؛ حلم ، فرو بردن خشم و مالكيت نفس است » . « 2 » همين معنى از امام مجتبى عليه السلام نيز نقل شده است . « 3 » ب ) علوّ طبع و بلندى همت و شخصيت بالا از امورى است كه به انسان اجازه نمىدهد خشم خويش را آشكار كند ، و دست به كارهاى غير منطقى افراد خشمگين كم ظرفيت بزند . امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : « الْحِلْمُ وَ الْاناةُ تُوْأمانِ يُنتجُهُما عُلْوُ الهِمَّةِ ؛ بردبارى و خونسردى ( در برابر حوادث ) فرزندان دوقلويى هستند كه از همت بلند متولد شده‌اند » . « 4 » ج ) ايمان به خدا و توجه به ذات پاك و صفات او و از جمله حلم خداوند در برابر عاصيان و طاغيان نيز مىتواند سرچشمهء ديگرى براى اين فضيلت اخلاقى باشد .
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، صفحه 19 . ( 2 ) . شرح غرر الحكم ، جلد 3 ، صفحه 741 ، حديث 3859 . ( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحه 102 . ( 4 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حديث 460 .