تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
بديهى است خشم ابو ذر نسبت به كسانى كه اموال بيت المال را به ناحق در ميان خود تقسيم مىكردند و به مردم ظلم و ستم روا مىداشتند يك خشم مقدس الهى بود . در سخن ديگرى از خود ابو ذر به هنگامى كه معاويه از انتقادات او به وحشت افتاد ، و مىخواست او را از شام كه تبعيد كند ، نقل شده است چنين مىخوانيم كه او خطاب به گروهى از مؤمنان شام به بدرقه او آمده بودند چنين گفت : « ايُّهَا النَّاسُ اجْمَعُوا مَعَ صَلاتِكُم وَ صَومِكُمْ غَضَباً لِلّه عَزَّوَجَلّ اذا عُصِىَ فِى الارْضِ ؛ اى مردم ! همراه نماز و روزهء خود خشم براى خداوند متعال در برابر گناهانى در زمين انجام مىشود داشته باشيد » . « 1 » 5 - در حديثى در حالات سيّدالشهدا امام حسين عليه السلام مىخوانيم هنگامى كه وليد بن عتبه والى و فرماندار مدينه بود ( و مىخواست با استفاده از موقعيت خود اموالى از حضرت را غصب كند ) امام عمامهء او را از سرش برداشت و بر گردنش پيچيد ( و فشار داد وليد هنگامى كه اين شجاعت و غضب را ملاحظه كرد عقب نشينى نمود ) مروان ( معاون وليد ) به او گفت من تا امروز چنين جرأت و جسارت كسى را بر اميرش نديده بودم . ( اشاره به ضعف وليد كرد ) وليد گفت : به خدا قسم تو به من عصبانى نشده‌اى بلكه از حلم و بردبارى من حسد بردى ، اين مال تعلق به حسين داشت ولى امام حسين فرمود : « اين مال را به تو واگذار كردم اى وليد » اين سخن را فرمود و از جاى برخاست ( اشاره به اين كه خشم و غضب من به خاطر مال دنيا نبود بلكه به خاطر اين بود كه به تو ثابت كنم با زورگويى در برابر من كارى پيش نمىرود ) . « 2 » 6 - در حديث ديگرى مىخوانيم كه امام على بن ابى طالب عليه السلام هنگامى كه مىخواست مالك اشتر را به عنوان استاندار مصر بفرستد نامه‌اى براى مردم مصر فرستاد كه آغازش چنين بود : « مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِىٍ اميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام الَى الْقَوْمِ الَّذينَ غَضِبُوا
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمه ، جلد 3 ، صفحه 2270 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 44 ، صفحه 191 .