2 - در حالات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز مىخوانيم كه گاه در برابر بعضى از حوادث به گونهاى عصبانى مىشد كه آثار خشم و غضب در چهرهء مباركش نمايان مىگشت .
مثلًا در داستان حديبيّه مىخوانيم كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در برابر پيشنهاد سهيل بن عمرو ( نمايندهء قريش جهت عقد پيمان صلح ) دربارهء بعضى از موارد نادرست صلحنامه سخت عصبانى شد به گونهاى كه آثار خشم و غضب در چهرهء او نمايان گشت ( و همين امر سبب پس گرفتن آن پيشنهاد شد ) . « 1 »
3 - در حالات امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم كه در برابر ظلم يكى از مسلمانان نسبت به همسرش ، و تهديد كردن او را به سوزاندن با آتش ، على عليه السلام سخت عصبانى شد ، و به روى آن جوان شمشير كشيد و فرمود : من تو را امر به معروف و نهى از منكر مىكنم ( و سفارش نيك رفتارى به همسرت را به تو مىنمايم ) تو دارى اين چنين پرخاشگرانه به حق و عدالت پشت مىكنى ، توبه كن و گرنه جانت در خطر است . جوان متجاوز كه وضع را چنين ديد به سرعت عقب نشينى كرد و از در عذرخواهى درآمد و تقاضاى بخشش نمود . « 2 »
به يقين اين خشم مقدس الهى بود كه در مقام دعوت افراد گنهكار به سوى حق و عدالت بسيار كارساز و مؤثر است .
4 - دربارهء ابو ذر مىخوانيم هنگامى كه عثمان امر به معروف و نهى از منكر او را تحمل نكرد دستور تبعيد او را به سرزمين بد آب و هواى ربذه صادر كرد . على عليه السلام به بدرقه او آمد و هنگام وداع با او فرمود : « يا اباذَرَ انَّكَ غَضِبْتَ لِلَّهِ ( عزّ وجل ) فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ انَّ الْقَوْمَ خافُوكَ عَلى دُنْياهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلى دِينِكَ ، فَاتْرُكْ فِى ايديهِمْ ما خافُوكَ عَلَيهِ وَاهْرُبْ مِنْهُمْ بِما خِفْتَهُمْ عَلَيهِ ؛ اى ابو ذر ! تو به خاطر خدا خشم گرفتى و غضب كردى ، پس به همان كس كه برايش غضب نمودى اميدوار باش اين مردم ( عثمان و دار و دستهء او ) از تو بر دنيايشان ترسيدند و تو از آنها بر دينت ، پس آنچه را كه آنها برايش در وحشتند به خودشان واگذار . و به خاطر آنچه بر آن مىترسى از آنها فرار كن » . « 3 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 20 ، صفحه 360 .
( 2 ) . همان ، جلد 40 ، صفحه 113 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 130 .