زيادى ريخته شود و اموال و آبروها و جانهايى بر باد رود ، رازدارى از اهم وظائف ، و افشاى اسرار از زشتترين رذائل اخلاقى است ، و ترك آن كيفر سنگينى دارد .
به همين دليل در احاديث گذشته خوانديم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « كسى كه چيزى از اسرار ما را فاش كند ، همچون كسى است كه ما را عمداً به قتل رسانده نه به عنوان قتل خطا » .
در حديث جالبى كه مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار نقل كرده است مىخوانيم كه خلاصهاش چنين است : دو نفر نزد على عليه السلام آمدند ، يكى از آنها را مارى گزيده بود و ديگرى عقربى به او نيش زده بود ، آنها سخت گريه مىكردند . على عليه السلام فرمود : اينها كيفر كارى را تحمل مىكنند كه انجام دادهاند ، آنها را به منزلشان بردند و دو ماه در ناراحتترين حالات به سر مىبردند ، سپس امير مؤمنان على عليه السلام دستور داد آنها را نزد او حاضر كردند ، فرمود : حالتان چگونه است ؟ عرض كردند در سختترين درد و رنجها به سر مىبريم فرمود : از گناهى كه شما را به اينجا كشيده است توبه كنيد ؟ و به او پناه بريد . عرض كردند اى امير مؤمنان چه گناهى از ما سر زده است ؟ امام رو به يكى از آنها كرد و فرمود : « اما تو آيا به خاطر دارى روزى فلان كس نسبت به سلمان فارسى به خاطر علاقهاش به ما بدگويى مىكرد ولى تو دفاع از او نكردى بىآنكه ترسى به جان و مال و فرزندان خويش داشته باشى ، تنها نوعى شرمسارى مانع تو شد ( كه نمىبايد بشود ) اگر مىخواهى خداوند درد تو را درمان كند تصميم بگير كه بعد از اين هر كسى از دوستان ما بدگويى كرد و تو مىتوانى ياريش كنى كوتاهى نكن مگر اين كه بر جان و مال و خانوادهات بترسى » .
و به دومى فرمود : « آيا مىدانى چرا به اين وضع گرفتار شدى ؟ آيا به خاطر دارى روزى قنبر من وارد مجلس يكى از حكام جور شد و تو در آنجا بودى و به احترام او برخاستى ، حاكم جور به تو اعتراض كرد كه چرا در حضور من به قنبر احترام كردى ؟
تو در پاسخ گفتى من چگونه به احترام او برنخيزم در حالى كه فرشتگان خدا بالهاى خود را در راه او مىگسترانند ، و روى بالهاى فرشتگان راه مىرود . هنگامى كه اين
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧١