تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
سخن را گفتى او عصبانى شد و برخاست و به ظرب و شتم و آزار قنبر پرداخت ، اگر مىخواهى خداوند عافيت به تو دهد ، هرگز در برابر دشمنان ما كارى نكن كه به زيان دوستان ما تمام شود » . « 1 » همچنين اگر در تواريخ مىخوانديم كه بعضى از پيشوايان اسلام جاسوس‌هايى را اعدام كردند به خاطر اين است كه كار آنها خون‌هاى پاكى را بر زمين مىريزد ، از اين رو بايد خون ناپاك آنها بر زمين ريخته شود . * * *

ضرورت‌ها

گاه نياز يا ضرورتى ايجاب مىكند كه انسان سرّ خود را به ديگرى بگويد ، در اين‌گونه موارد نيز به ما دستور داده شده است كه افراد عاقل و امينى را براى اين كار پيدا كنيم . على عليه السلام مىفرمايد : « مَنْ اسَرَّ الى غَيْرِ ثِقَةٍ فَقَدْ ضَيَّعَ امْرَهُ ؛ كسى كه سرّ خويش را نزد افراد غير مطمئن بازگو كند سرّ خود را ضايع كرده است » . « 2 » حتى دستور داده‌اند كه در صورت ضرورت سرّ خود را به كسى بسپاريد كه او هم سرى در نزد شما داشته باشد ، تا به خاطر حفظ سرّ خويش ، سرّ شما را افشا نكند . امير مؤمنان على عليه السلام در حديثى مىفرمايد : « لاتَضَعْ سِرَّكَ عِنْدَ مَنْ لا سِرَّ لَهُ عِنْدَكَ ؛ سرّ خود را نزد كسى كه سرى نزد تو ندارد نگذار » . « 3 » مخصوصاً بايد توجه داشت كسانى كه اسرار خويش را فاش مىكنند ، افراد قابل اعتمادى براى حفظ اسرار ديگران نيستند بايد از آنها پرهيز كرد . امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : مَنْ ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ ، لَمْ يُطِقْ سِرَّ غَيْرِهِ ؛ كسى كه از حفظ سرّ خود ناتوان است ، توانايى بر حفظ اسرار ديگران ندارد » . « 4 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 26 ، صفحه 237 . ( با تلخيص ) . ( 2 ) . شرح غرر الحكم ، جلد 5 ، صفحه 257 . ( 3 ) . شرح غرر الحكم ، جلد 5 ، صفحه 255 . ( 4 ) . همان مدرك ، جلد 5 ، صفحه 403 .