تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
دليل بايد در حفظ اين اسرار كوشيد . در حديثى از امام كاظم عليه السلام چنين نقل شده است كه فرمود : « احْفَظْ لِسانَكَ تُعِزَ ، وَلا تُمَكِّن النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتُذِّلَ ؛ زبانت را حفظ كن تا آبرومند باشى ، و زمام اختيار خود را به دست مردم نده كه ذليل خواهى شد » . « 1 » جالب اينكه در آغاز اين حديث چنين آمده است : « انْ كانَ فِى يَدِكَ هذِهِ شىءٌ ، فَانْ اسْتَطَعْتَ الَّا تُعْلَمَ هذِهِ فَافْعَلْ ؛ هرگاه در يك دست تو چيزى باشد و بتوانى كارى كنى كه دست ديگر با خبر نشود بكن » . « 2 » از اينجا روشن مىشود كه هرگاه كسى از اسرار ديگرى باخبر شود ، نزد او امانت است اگر آن را افشا كند خيانت در امانت كرده ، و سبب مىشود كه او گرفتار خسارات عظيمى شود ، يا مقام و موقعيت اجتماعى او به خطر افتد و يا تنگ نظران و حسودان بر ضد او تحريك و بسيج شوند ، و يا اراذل و اوباش در مال و عرض و ناموس او طمع ورزند . به همين دليل در احاديث بالا خوانديم كه مىفرمود : « اسرار شما مايهء خوشحالى شما است اگر آنها را كتمان كنيد ، ولى اگر افشا كنيد مايهء هلاكت شما است » . بنابراين انسان تا ممكن است بايد اسرار خود را به كسى نگويد و به تعبير ديگر سينهء او صندوق سرّ او باشد ، و اگر ضرورتى ايجاب كرد ، يا بر اثر تصادفى ديگرى از آن آگاه شد ، او بايد در حفظ اسرار بكوشد و نسبت به برادر مؤمنش خيانت نكند . در مورد افشاى اسرار مذهب و مكتب در برابر متعصبان لجوج و كينه توز كه هيچ مذهب و مكتبى را تحمل نمىكنند ، و هيچ فكرى غير از فكر قاصر خويش را به رسميت نمىشناسد نيز مطلب همين گونه است مخصوصاً در مورد فضائل ائمهء معصومين عليهم السلام كه شنيدن آن براى دشمنان حسود و تنگ نظر سخت و سنگين است . همچنين در مورد حفظ اسرار سياسى و نظامى كشور اسلام و افشاى آن كه گاه سرنوشت كشور اسلام را به خطر مىاندازد يا سبب مىشود خونهاى بىگناهان
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 225 ، حديث 14 . ( 2 ) . همان مدرك .