آن سرى را كه به تو گفتم به كسى گفتى ؟ عرض كرد نه به هيچكس نگفتم جز به سليمان بن خالد . فرمود : آفرين ( و به همين دليل فاش شده است ) آيا قول شاعر را شنيدهاى كه مىگويد :
فَلا يَعْدُوَنْ سِرِّى وَ سِرِّكَ ثالِثاً * الا كُلُّ سِرٍّ جاوَزَ الْاثْنَيْنِ شايعُ
سرّى كه ميان من و تو است نبايد به شخص سومى برسد ، چرا كه هر سرّى از دو نفر تجاوز كند ، پخش مىشود . « 1 »
دليل آن هم روشن است چرا كه اگر بنا شود هر كسى سرّ ديگرى را به يكى از محرم اسرارش بگويد نفر دوم نيز همين كار را انجام مىدهد ، سومى و چهارمى نيز به محرم اسرار بگويند در مدت كوتاهى در سراسر جامعه پخش مىشود .
* * *
و اما راه درمان
از بحثهاى پيشين دانستيم كه اگر موضوع افشاء اسرار در مورد اشخاص انجام شود ، آبرو ، و حيثيت آنها مىرود ، و اعتماد عمومى را كه سرمايه اصلى است از دست مىدهد تا آنجا كه گاهى به كلى سقوط مىكند ، و آثار وجودى آنان از جامعه محو مىشود .
و اگر افشاى اسرار مربوط به جامعه و مكتب و مذهب باشد گاه كشورى را به خطر مىاندازد و پيروان مذهبى را گرفتار مىسازد ، خونهاى بىگناهان ريخته مىشود ، و اموال آنها به دست متعصبان غارتگر بر باد مىرود .
توجه به عواقب دردناك افشاى اسرار ، يكى از عوامل بازدارنده دربارهء اين رذيلهء اخلاقى است ، همان گونه كه دقت در پيامدهاى هر يك از صفات رذيله ، عامل بازدارندهاى در برابر آن است .
خشكانيدن ريشههاى اين رذيلهء اخلاقى يعنى جهل و حسد و كينه توزى و مانند
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 224 ، حديث 9 .