رازدارى و افشاء سرّ
اين مسأله در حقيقت بحثهاى گذشته را تكميل مىكند ، يا به تعبير ديگر مىتوان رازدارى و افشاء سرّ را به عنوان يك فضيلت و رذيلهء اخلاقى به طور مستقل مورد توجه قرار داد و مىتوان آن را از شاخههاى مسألهء تجسّس دربارهء اسرار ديگران به حساب آورد .
به هر حال در تعريف رازدارى چنين مىتوان گفت ، بسيارى از مردم رازهايى اعم از خوب و بد دارند كه اگر افشا شود زيان مىبينند . مثلًا شخص آبرومندى بر اثر وسوسههاى شيطان مرتكب گناه بزرگ مخفيانهاى شده ، و فرد يا افراد خاصى به عللى از آن آگاه شدهاند اگر اين راز بر ملا شود شخصيت اجتماعى او سقوط مىكند ، لذا از آن چند نفر خواهش مىكند راز او را مستور دارند .
با اين كه كار خيرى از او سر زده كه اگر فاش شود و مردم به مقامات عالى او پى برند ممكن است بر سر زبانها بيفتد و از او تعريف و تمجيد كنند و قصد خالص او مشوب شود ، و يا گرفتار عجب و غرور گردد ، لذا از فرد يا افرادى كه از آن باخبر شدهاند ، تقاضا مىكند راز او را مكتوم دارند .
با اين كه اقدام به يك كار مهم اقتصادى كرده كه اگر رقيبان ؛ باخبر شوند منافع مادى او به خطر مىافتد ، از كسانى كه آگاه شدهاند تقاضا مىكند راز او را مكتوم دارند .
بنابراين مسألهء رازدارى تنها مربوط به گناهان و رذائل اخلاقى نيست بلكه گاهى مربوط به فضائل معنوى يا منافع مهم و مثبت مادى است ، و در يك كلمه رازدارى مربوط به اسرارى است كه فاش شدن آن سبب ضرر و زيان صاحب آن مىشود .
خواه مربوط به شخص خاصى باشد و يا مربوط به جامعه اسلامى باشد و صاحبان راز در واقع مردمند .
در آيات قرآن مجيد ، چيزى كه صريحاً دلالت بر لزوم رازدارى و زشتى افشاء سرّ باشد نيافتيم ، البته تعبير به سرّ در قرآن مجيد فراوان است ولى هيچ كدام مربوط به بحث ما نيست بلكه غالباً از آگاهى خداوند به همهء اسرار و رازها خبر مىدهد . و به