مراتب سوءظن
يكى از سؤالات مهمى كه در اينجا مطرح است اين است كه اصولًا آيا سوءظن يك امر اختيارى است يا غير اختيارى ؟ اگر انسان صحنهاى را مىبيند و بىاختيار گمان بدى دربارهء شخص يا اشخاص مىبرد ، آيا اين قابل نكوهش است ؟ و ممكن است در دائرهء تكليف قرار گيرد ، با اين كه همهء مقدمات آن غير اختيارى بوده ؟ و چگونه ممكن است آن همه مذمت و كيفر به يك امر غير اختيارى تعلق گيرد ؟
براى پاسخ اين سؤال دو راه را مىتوان پيمود :
1 - نخست اين كه : اين بدگمانى كه در فكر انسان پيدا شده به تنهائى مشمول مجازاتها و نكوهشها نيست ، بلكه اگر در مرحله عمل ظاهر نشود ، و انسان ترتيب اثرى بر آن ندهد ، سخنى نگويد ، و كارى كه دلالت بر بدگمانى مىكند انجام ندهد ، نه جاى نكوهش دارد و نه كيفر .
به همين دليل بعضى از بزرگان علم اخلاق ، چنين گفتهاند : « وَ امّا الْخَواطِرُ وَ حَدِيْثُ النَّفْسِ فَهُوَ مَعْفُوٌّ عَنْهُ . . . وَلكِنَّ الْمَنْهِىَّ عَنْهُ انْ تَظُنَّ ، وَ الظَّنُّ عِبارَةٌ عَمَّا تَرْكَنُ الَيْهِ النَّفْسُ ، وَ تَمِيْلُ الَيْهِ الْقَلْبُ ؛ آنچه به خاطر ، خطور مىكند و انسان با خودش مىگويد ، مورد عفو واقع شده . . . آنچه از آن نهى شده اين است كه : گمان ( بد ) ببرى ، و گمان آن است كه فكر تو به آن اعتماد كند ، و قلب به آن مايل شود ( و طبعاً در عمل ظاهر گردد ) » . « 1 »
كوتاه سخن اين كه سوءظن داراى سه مرحله است : « سوءظن قلبى » ، « سوءظن زبانى » ، « سوءظن عملى » . آنچه در قلب است مشمول تكليف نيست چون از اختيار بيرون است ، ولى آنچه در زبان و در عمل است ، حرام و ممنوع مىباشد .
به همين دليل ، در بعضى از روايات مىخوانيم : « سه چيز است كه هيچكس از آن بر كنار نمىماند ، يكى از آنها گمان بد است » سپس فرمود : « وَاذا ظَنَنْتَ فَلا تَحَقَّقْ ؛ هنگامى كه گمان بدى بردى ترتيب اثر به آن مده » . « 2 »
2 - ديگر اينكه : بسيارى از سوءظنهاى غير اختيارى يا در ابتدا مقدمات
هامش
( 1 ) . المحجة البيضاء ، جلد 5 ، صفحه 268 .
( 2 ) . فرائد الاصول شيخ انصارى ، در بحث حديث رفع . بحار الانوار ، جلد 55 ، صفحه 320 ، ذيل حديث 9 .