تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بپرهيزد ، يكى از مهمترين عوامل سوءظن را از خود دور ساخته است . ج ) ترتيب اثر ندادن به بدگمانى نيز يكى ديگر از طرق درمان آن است ، زيرا اگر انسان نسبت به كسى بدگمان شد ، و به دنبال آن از او فاصله گرفت و اظهار بىاعتمادى نمود ، و خلاصه در لابلاى اعمالش آثار بدگمانى ظاهر شد ، سبب تشديد اين صفت مىشود ، ولى با بىاعتنايى و ترتيب اثر ندادن تدريجاً ضعيف و محو مىگردد . به همين دليل در روايات اسلامى مىخوانيم : « اذا ظَنَنْتُمْ فَلا تَحَقَّقُوا ؛ هنگامى كه گمان بد برديد ، به آن ترتيب اثر ندهيد » . « 1 » بىشك توجه به مجازات‌هاى الهى و آثار سوء معنوى اين رذيلهء اخلاقى كه نمونه‌اى از آن در روايات آغاز بحث گذشت ، نيز اثر قوى و بازدارنده در اين زمينه دارد ، و انسان را به ترك آن دعوت مىكند .

موارد استثناء

بىترديد زشتى سوءظن ، هر چند به عنوان يك قاعدهء كلى مورد قبول است استثنائاتى نيز دارد كه در روايات اسلامى به آن اشاره شده است از جمله : الف ) هرگاه فساد در محيطى به صورت يك خوى غالب درآيد ، و آلودگان غلبه پيدا كنند ، حسن ظن در چنين شرائطى نه تنها از فضايل اخلاقى نيست ، بلكه ممكن است انسان را گرفتار عواقب ناگوارى كند . لذا در روايات اسلامى نسبت به اين موضوع هشدار داده شده است . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « اذا اسْتَوْلَى الصَّلاحُ عَلَى الزَّمانِ وَ اهْلِهِ ثُمَّ اساءَ رَجُلٌ الظَنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَم ، وَ اذا اسْتَوْلَى الْفَسادُ عَلَى الزَّمانِ وَ اهْلِهِ فَاحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ ؛ هنگامى كه صلاح و دوستى بر زمان و اهلش غالب شود ، سپس كسى نسبت به ديگرى كه گناهى از او آشكار نشده است سوءظن پيدا كند ، ظلم و ستم كرده است ، و هرگاه فساد بر زمان و اهلش چيره گردد ، و در اين حال كسى به ديگرى حسن ظن پيدا كند ، خود را فريب داده است » . « 2 »
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، جلد 3 ، صفحه 497 ، حديث 7585 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حديث 114 .