تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
« لايَظُنُّ بِاحَدٍ خَيْراً لِانَّهُ لايَراهُ الَّا بِطَبْعِ نَفْسِهِ ؛ آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمىبرد ، زيرا ديگران را همچون خود مىپندارد » . « 1 » 2 - همنشينى با بدان : كسى كه معاشرانش را از افراد فاسد و مفسد انتخاب كرده است ، طبيعى است كه نسبت به همهء مردم سوء ظن پيدا كند ، چرا كه تصور مىكند معاشران او نمونه‌هايى از ساير مردمند ، همان گونه كه در حديث معروف امير مؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود : « مُجالَسَةُ الْاشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْاخْيارِ ؛ همنشينى با بدان سبب بدگمانى نسبت به نيكان مىشود » . « 2 » 3 - زندگى در محيطهاى فاسد : هنگامى كه انسان در خانواده يا در شهر و كشورى كه فساد بر آن حاكم شده است زندگى كند ، نظر او نسبت به همهء افراد حتى به نيكان بد مىشود . هر چند معاشران او افراد خوبى باشند ولى غلبهء فساد بر محيط كار ، خود ايجاد سوءظن مىكند . 4 - حسد و كينه توزى و تكبر و غرور : بخشى ديگر از عوامل سوءظن است چرا كه شخص حسود و كينه توز مىخواهد از اين طريق از مقام شخص محسود بكاهد و كينهء خود را از اين طريق اعمال كند ، افراد متكبر براى تحقير ديگران متوسل به سوء ظن مىشوند تا آنها را در فكر خود و جامعه ، افرادى پست و حقير جلوه دهد . 5 - عقدهء حقارت : يكى ديگر از عوامل سوءظن است . كسى كه گرفتار خود كم بينى شده ، و يا از سوى ديگران مورد تحقير واقع گشته است سعى مىكند ديگران را هم در محيط فكر خود حقير و پست و آلوده و گنهكار حساب كند ، تا از عقدهء خود بكاهد ، و آرامش كاذبى براى خويش فراهم سازد . اما سوءظن نسبت به خداوند ، عمدتاً از ضعف ايمان ناشى مىشود ، عدم ايمان به صفات ذات و صفات افعال ، و ضعف باورها نسبت به علم و قدرت و رحمانيت و رازقيّت و ساير صفات پروردگار او را به سوءظن در وعده‌هايش مىكشاند ، و راههاى سعادت و نجات را به روى انسان مىبندد .
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، حديث 1903 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 71 ، صفحه 197 .