انسان با شخصيتى حاضر نمىشود با كسى معاشرت كند كه اعمال نيك او را با بدگمانى تفسير كند و او را به هر كار خلافى متهم سازد . در احاديث گذشته نيز از امير مؤمنان على عليه السلام خوانديم كه مىفرمود : « كسى كه سوءظن بر او غالب شود ، راه صلح و صفا ميان او و دوستانش را مىبندد » .
و ) در پارهاى از روايات گذشته خوانديم كه سوءظن ، عبادت انسان را فاسد مىكند و پشت او را از بار گناه سنگين مىنمايد .
اگر منظور از سوءظن در اين روايت ، سوءظن به پروردگار باشد علت فساد عبادت روشن است . و اگر نسبت به مردم باشد ( همان گونه كه ذيل روايت گواهى مىدهد ) به خاطر آن است كه در بسيارى از موارد به دنبال سوءظن انسان مرتكب تجسّس ، و به دنبال تجسّس مرتكب غيبت و گاه تهمت مىشود ، و مىدانيم غيبت و تهمت يكى از اسباب عدم قبولى عبادت است .
ز ) سوءظن چون يك تفكر انحرافى است تدريجاً در ساير افكار انسانى نيز اثر مىگذارد ، و تحليلهاى او نيز از حوادث نادرست مىشود ، و از رسيدن به واقعيتها كه زمينهء پيشرفت و موفقيت است باز مىماند . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام چنين نقل شده است كه فرمود : « مَنْ ساءَ ظَنُّهُ ساءَ وَهْمُه ؛ كسى كه سوء ظن داشته باشد تفكر او خراب مىشود » .
* * *
پيامدهاى سوءظن به خدا
سوءظن به پروردگار و بدبينى نسبت به وعدههاى الهى و آنچه در قرآن مجيد و احاديث معتبر وارد شده ، آثار مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد ، و انسان را از خدا دور مىسازد ، همان گونه كه در روايات گذشته خوانديم كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمود : « داود عليه السلام در مناجاتش مىگفت : پروردگارا كسى كه تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد ايمان نياورده است » .
اضافه بر اين سوءظن به وعدههاى الهى سبب فساد عبادت مىگردد ، چرا كه روح