اخلاص را در انسان مىميراند ، و اين كه در احاديث گذشته خوانديم : « سوءظن عبادت را فاسد مىكند » ممكن است اشاره به همين باشد .
نكتهء ديگر اين كه سوءظن به وعدههاى الهى انسان را در برابر حوادث سخت و پيچيده ، سست و ناتوان مىكند ، همان گونه كه در تفسير آيات مربوط به سوءظن خوانديم كه : در بعضى از ميدانهاى جنگ ، چگونه گروهى از تازه مسلمانان گرفتار سوءظن به وعدههاى الهى شدند ( و در مبارزه با دشمن سست گشتند در حالى كه مؤمنان راستين و با معرفت كه حسن ظن به خدا داشتند ، با كمال قدرت و اميدوارى در برابر دشمنان ايستادند و پيروز شدند ) .
به علاوه سوءظن باللّه ، انسان را از عنايات الهى محروم مىكند ، زيرا خداوند با هر كس مطابق حسن ظن و سوءظن او عمل مىنمايد ، همان گونه كه در روايات گذشته اشاره شده بود كه « لقمان حكيم » به فرزندش مىگفت : « فرزندم نسبت به خدا حسن ظن داشته باش ، سپس از مردم سؤال كن كيست كه نسبت به خدا گمان نيك داشته باشد و خداوند مطابق آن با او رفتار نكند ؟ » . « 1 »
كوتاه سخن اين كه اگر انسان ، طالب آرامش و استقامت و ايستادگى و جلب عنايات پروردگار و ايمان خالص است ، بايد نسبت به خداوند و وعدههاى او حسن ظن داشته باشد .
عوامل و انگيزههاى سوءظن
اين رذيلهء اخلاقى ، همانند رذائل ديگر از سرچشمههاى متعددى نشأت مىگيرد :
1 - آلودگى درون و برون : افرادى كه خود آلودهاند ، ديگران را همچون خود آلوده مىپندارند . و از طريق « مقايسه به نفس » ، كه يكى از صفات غالب انسانها است مردم را به كيش خود و به روش خود مىپندارند ، و تا از آلودگى پاك نشوند ، حسن ظن به ديگران نخواهند داشت . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . آثار الصادقين ، جلد 12 ، صفحه 240 .