تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
مىماند و نه مسجود ؛ مسلماً بيدار مىشوند . مطالعهء حالات فرعونها ، نمرودها ، قارونها ، سامريها ، و پايان اسف‌انگيز زندگى آنها نيز درس ديگرى براى بيدارى و هوشيارى جاه طلبان است اينها از يكسو ، و از سوى ديگر جاه‌طلبى از ضعف ايمان مخصوصاً اعتقاد به توحيد افعالى سرچشمه مىگيرد و با تقويت پايه‌هاى ايمان بر طرف مىشود ، كسى كه آگاه از عظمت خدا باشد مىداند كه تمام عالم آفرينش در برابر ذات پاك او ذرهء ناچيزى است ، به علاوه مىداند عزت و ذلت ، عظمت و حقارت در دست او است و از همه مهمتر دلهاى بندگان در كف با كفايت او مىباشد از همه اينها گذشته اقبال مردم كه افراد جاه‌طلب به آن دل بسته‌اند و ادبار آنها كه از آن بيم و هراس دارند به قدرى ناپايدار است كه براى آن حسابى نيست و به گفتهء بعضى ، ادبار و اقبال دلها همچون ديگى كه در حال جوشيدن است دائماً در حال تغيير است و كسى كه بر اساس آن برنامه‌ريزى كند مانند كسى است كه بخواهد روى امواج دريا بنائى بسازد و سرمايه گذارى در اين راه قطع نظر از زيانهاى آخرت در دنيا نيز عاقلانه نيست . اينها همه طرق درمان از جنبه‌هاى علمى بود ، اما در جنبه‌هاى عملى راه درمان اين است كه خود را در شرايطى قرار دهد كه « حب جاه » را بشكند ، مثلًا در مجالس در جايى بنشيند كه افراد عادى و نه شخصيت‌ها مىنشينند ، لباس خود را لباسى انتخاب كند كه افراد متوسط يا نيازمند آن را مىپوشند ، و همچنين در مركب و خانه و تغذيه و مانند آن . بعضى از بزرگان علم اخلاق معتقدند بهترين راه براى قطع حب جاه ، دورى گزيدن از مردم و روى آوردن به گمنامى است مشروط بر اين كه انتخاب اين روش‌ها نيز ناخودآگاه وسيله‌اى براى كسب جاه در نظر مردم نباشد . بسيارى از متصوّفه و مدّعيان عرفان براى شكستن حبّ جاه به كارهايى روى آورده و مىآورند كه هرگز با موازين شرع سازگار نيست و عجب اين كه گاه نام اين گناهان بيّن را « گناهان صورى » ! مىگذارند كه قابل اغماض و جبران است ! مرحوم « فيض كاشانى » نقل مىكند يكى از شاهان قديم قصد كرد به حضور يكى از زهّاد