را به اعمال نيك جبران مىنمودند ، سپس داستان دزد حمام را ذكر مىكند . « 1 »
اگر اين سخن را بعضى از متصوّفه مىگفتند چندان جاى تعجب نبود ؛ اما از فقيه معتبرى همچون فيض كاشانى ، اين سخن بعيد است ، تصرّف در اموال ديگران و لباس ديگرى در حمام ، مخصوصاً براى ايجاد سوء ظن و بدبينى ، گناه مسلّمى است نه گناه صورى و ارتكاب گناه نه مناسب اهل حال است نه مايهء اصلاح قلب ، اضافه بر اين ، با وجود طرق مشروع و مباح چه دليلى دارد كه انسان به سوى اين كارهاى زشت و غير منطقى كشيده شود . به نظر مىرسد كه اين عالم بزرگوار در اين بخش از كلمات تحت تأثير سخنان « غزالى » در « احياء العلوم » واقع شده و غزالى از اين گونه سخنان بسيار دارد ، و شايد هم نظر مرحوم « فيض » فقط نقل قول بوده نه تأييد .
فرقهء « ملامتيّه » « 2 » كه يكى از فرق معروف صوفيه است در انتخاب اين روش براى گمنامى و بدنامى ، افراط مىكردند ، و به همين دليل به عنوان « ملامتيّه » معروف شدند ؛ ولى اسلام هرگز با اين كارهاى غير عاقلانه و دور از منطق عقل و شرع موافقت نمىكند و براى رسيدن به اهداف مطلوب اسباب مشروع را توصيه مىكند .
البته بايد توجه داشت كه مرحوم فيض در ديگر از سخنانش اعمال و روشهاى ملامتيه را كه سعى داشتند با ارتكاب گناهان كبيره خود را از چشم مردم بيندازند نفى مىكند ، و آن را مجاز نمىشمرد .
هامش
( 1 ) . المحجة البيضاء ، جلد 6 ، صفحه 130 .
( 2 ) . ملامتيّه طايفهاى بودند از صوفيه كه در قرن سوم هجرى و بعد از آن در خراسان شهرت يافتند ، آنها بدگمانى در حق نفس را نخستين قدم حسن ظن به حق كه اصل معرفت است مىدانستند از اين رو بر خلاف صوفيان پشمينه پوش عصر خويش ، سعى داشتند از حيث لباس و رفتار و احوال ظاهرى با ساير مردم تفاوت نداشته باشند مخصوصاً سعى داشتند كه هرگز در اظهار خير و اخفاء شرّ نكوشند و براى اين كار به پندار خود گرفتار ريا و جاهطلبى نشوند ، از اظهار قبائح و معايب نفس در نزد تودهء مردم اباء نداشتند ، و خويشتن را عمداً در معرض ملامت خلق قرار مىدادند تا مغرور نشوند ( و مرتكب اعمالى مىشدند كه انسان از آن وحشت مىكند .
شرح بيشتر در اين زمينه را در كتاب جلوه حق ، صفحه 63 و 64 مطالعه فرمائيد .