رُشْدِهِ ؛ كسى كه نزد مردم بر ضد ديگرى سعايت مىكند در مسير صحيح نيست » ( بعضى در تفسير جملهء « لغير رشده » گفتهاند يعنى « لَيْسَ بِوَلَدِ حَلالٍ ؛ چنين كسى حلالزاده نيست » . « 1 »
عادت به دروغ گويى يكى ديگر از عوامل سخن چينى است . شخص دروغگو اصرار دارد كه سخنى از اين شخص به آن شخص برساند و ميان آنها افساد كند هرچند سخنانى به دروغ باشد .
در حديث مفصّلى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء نشانههاى صفات خوب و بد آمده است ، مىخوانيم : « امّا عَلامَةُ الْكَذَّابِ فَارْبَعَةٌ . . . انْ قالَ لَمْ يَصْدُقْ وَ انْ قِيلَ لَهُ لَمْ يُصَدِّقْ وَ الَنميمةُ وَ الْبُهْتُ ؛ نشانهء دروغگو چهار چيز است : هرگاه سخنى بگويد راست نمىگويد ، و اگر سخنى به او بگويند تصديق نمىكند ، و سخن چينى و بهتان » . « 2 »
يعنى هنگامى كه صفت رذيلهء دروغگويى در درون جان انسان متمركز شود اين چهار عمل از او آشكار مىشود .
طرق درمان
براى مبارزه با اين پديدهء شوم اخلاقى و قطع ريشههاى آن از درون جان آدمى قبل از هر چيز بايد به سراغ انگيزههاى آن رفت ، به يقين تا عامل حسد و دنياپرستى و نفاق و حالت آزاردهى و انتقام جويى كه عوامل اصلى پديدهء شوم نميمه و سخن چينى مىباشد از ميان نرود ، اين رذيلهء اخلاقى از وجود انسان برچيده نمىشود . ممكن است مدتى با اراده و تصميمهاى قوى ، محدود يا منفى گردد ، ولى باز در مواقعى خود را نشان خواهد داد .
فراموش نكنيم كه بسيارى از فضايل اخلاقى يا رذايل اخلاقى در يكديگر تأثير متقابل دارند هر كدام مىتواند سبب ديگرى و گاه مسبّب از آن گردد ، و اين در حالات و شرايط مختلف روى مىدهد .
از سوى ديگر دقت در پيامدها و آثار سوء نمّامى و سخن چينى و سعايت و
هامش
( 1 ) . المحجة البيضاء ، جلد 5 ، صفحه 270 .
( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 1 ، صفحه 122 .