مىشناختند ، و عنوان « حليم » و « رشيد » را براى او معترف بودند ، اما همين كه براى اصلاح فساد عقيدتى و فساد مالى آنها قيام كرد ، به مخالفت با او برخاستند .
* * * از مجموع آيات فوق دو نكته كاملًا روشن مىشود ، نخست اين كه نمّامى و سعايت و سخن چينى و ايجاد اختلاف در ميان انسانها ، يكى از بزرگترين گناهان و نكوهيدهترين صفات است . و ديگر اين كه اصلاح در ميان مردم يكى از وظايف مهم الهى و انسانى است كه با هيچ عذرى نمىتوان آن را ترك گفت .
* * *
سخن چينى ( نميمه ) در روايات اسلامى
با توجه به اين كه سخن چينى از بدترين پديدههاى شوم اجتماعى است كه جامعه را به هم مىريزد ، و سرچشمهء مفاسد بىشمار و حتى خونريزى مىشود ، در احاديث اسلامى مؤكداً از آن نهى شده و روايات تكان دهندهاى پيرامون آن وارد شده است از جمله :
1 - در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه از ياران خود پرسيد : « الا انَبِّئُكُمْ بِشِرارِكُمْ ؛ آيا شما را از بدترين افراد آگاه سازم ؟ عرض كردند آرى اى رسول خدا ! » فرمود :
« الْمَشَّائُونَ بِالَنمِيمَةِ وَ الْمُفَرِّقُونَ بَيْنَ الْاحِبَّةِ الْباغُونَ لِلْبُراءِ الْمَعايِبِ ؛ آنها كسانى هستند كه براى سخن چينى تلاش مىكنند ، و بين دوستان جدايى مىافكنند و بر افراد پاك عيبجوئى مىكنند » . « 1 »
نميمه در اصل به معنى صداى كوتاه و آهستهاى است كه از حركت چيزى يا از برخورد پاى انسان به زمين هنگام راه رفتن بر مىخيزد و از آنجا كه افراد سخنچين ، معمولًا سخنان خود را آهسته و در گوشى به اين و آن مىرسانند ، تا به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، جلد 8 ، صفحه 616 .