گفتند : روزى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بر ما وارد شد در حالى كه مشغول مراء در يك مسئله دينى بوديم ، پيغمبر صلى الله عليه و آله به شدت غضبناك شد كه او را تا آن زمان آنگونه نديده بوديم سپس فرمود : « انَّما هَلَكَ مَنْ كانَ قَبْلَكُمْ بِهذا ، ذَرُوا الْمِراءَ فَانَّ الْمُؤْمِنَ لايُمارِى ، ذَرُوا الْمِراءِ فَانَّ المُمارِى قَدْ تَمَّتْ خَسارَتُه ، ذَرُوا الْمِراءِ فَانَّ المُمارِى لا اشْفَعُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ذَرُوا المِراءِ فَانَا زَعِيمٌ بِثَلاثَةِ ابْياتٍ فِى الْجَنَّةِ فِى رِياضِها وَ اوْسَطِها وَ اعْلاها لِمَنْ تَرَكَ الْمِراءِ وَ هُوَ صادِقٌ ، ذَرُوا الْمِراءِ فَانَّ اوَّلَ ما نَهانِى عَنْهُ رَبِّى بَعْدَ عبادَةِ الْاوْثانِ الْمِراءُ ؛ اقوام قبل از شما به خاطر همين جروبحثهاى هوس آلود هلاك شدند . مراء را رها كنيد كه مؤمن مراء نمىكند ، مراء را رها كنيد زيرا مراء كننده گرفتار خسارت كامل مىشود ، مراء را رها كنيد كه من روز قيامت براى مراء كننده شفاعت نمىكنم ، مراء را رها كنيد كه هر كس آن را رها كند هر چند حق بگويد ضامن سه خانهء بهشتى براى او هستم ؛ خانهاى در رياض بهشت ( قسمت پائين ) و خانهاى در وسط و خانهاى در بالاى بهشت ( اشاره به اينكه تمام بهشت در زير پاى او است ) مراء را رها كنيد كه اولين چيزى كه خداوند بعد از بتپرستى مرا از آن نهى كرد مراء بوده است » . « 1 »
3 - در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است : « ذَرُوا الْمِراءَ فَانَّهُ لاتَفْهَمُ حِكْمَتُهُ وَ لا تُؤْمَنُ فِتْنَتُه ؛ مراء را ترك كنيد چرا كه حكمتى از آن فهميده نمىشود و از فتنهء آن در امان نخواهيد بود » . « 2 »
4 - در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده : « الْمِراءُ داءٌ رَدِىٌّ وَ لَيْسَ لِلْانْسانِ خَصْلَةُ شَرٌّ مِنْهُ وَ هُوَ خُلْقُ ابْليسَ وَ نِسْبَتِهِ فَلا يُماري فى اىِّ حالٍ كانَ الَّا مَنْ كانَ جاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ مَحْرُوماً مِنْ حَقايِقِ الدّينِ ؛ مراء ( و جروبحثهاى غير منطقى ) درد بدى است و هيچ صفتى براى انسان بدتر از آن نيست و آن ، اخلاق ابليس و منسوبين به او است و هيچكس در هيچ حالى مراء نمىكند مگر كسى كه نسبت به موقعيت خود و ديگران جاهل است ، و از حقايق دين محروم مىباشد » . « 3 »
اشاره به اينكه شخص مراءكننده خود را خالى از خطا و ديگران را دائماً خطاكار مىداند و اين دليل است كه نه خود را شناخته و نه ديگران را و چنين كسى به يقين
هامش
( 1 ) همان ، حديث 50 .
( 2 ) ، صفحه 134 ، حديث 31 .
( 3 ) همان ، صفحه 135 ، حديث 32 .