تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ ؛ وعده‌اى كه مؤمن به برادر مؤمنش مىدهد نذر است هر چند كفاره ندارد ، پس كسى كه با آن مخالفت كند با من مخالفت كرده و خشم خدا را سبب شده است و اين همان است كه در قرآن مىفرمايد اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد چرا چيزى مىگوئيد كه عمل نمىكنيد اين كار موجب خشم عظيم خدا است كه سخن بگوئيد و عمل نمىكنيد » . « 1 » در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است فرمود : « مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَفِ اذا وَعَدَ ؛ كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد بايد به وعدهء خودش وفا كند » . « 2 » اما عهدهايى كه انسان با خودش كند عهدهايى است كه به هنگام خودسازى و در طريق تكامل صفات نيك و اعمال صالحه واقع مىشود و بسيار مؤثر و سازنده است . يك نمونه آن همان است كه عرفاى اسلامى آن را از گام‌هاى نخستين سير و سلوك مىشمارند و از آن بعنوان مشارطه كه به دنبال آن مراقبه و محاسبه قرار دارد ذكر مىكنند ، و منظور از مشارطه اين است كه انسان در هر روز صبحگاهان با خودش عهد كند كه جز در مسير طاعت حق گام برندارد و از گناهان بپرهيزد و سپس در روز مراقب اعمال خويش باشد كه به اين شرط و عهد عمل كند و شامگاهان به محاسبه بپردازد كه آيا به اين شرط و عهدى كه با خود كرده عمل نمود يا نه ! افراد با شخصيت و صاحبان وجدان بيدار بىشك نسبت به اين گونه شرط و عهدها كه با خويشتن دارند حساسيت نشان مىدهند و به آسانى حاضر به شكستن آن نيستند . بنابراين مىتوان گفت كه پايبند بودن به عهدهايى كه انسان با خويشتن مىكند يكى از طرق تهذيب نفس و نيل به فضائل اخلاقى مىباشد . * * *
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 36 ، حديث 1 . ( 2 ) . همان مدرك ، صفحه 364 ، حديث 2 .