تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
معتبر بشمارند ، لشكريان اسلام در كار خود حيران ماندند . به خليفه وقت نامه نوشتند و كسب تكليف كردند ، او در جواب نوشت يك فرد مسلمان پيمانش همچون پيمان كل مسلمانان است بايد آن را محترم بشماريد و به اهل شهر امان دهيد ! آنها چنين كردند ( و اثر بسيار مطلوبى در جلب و جذب ساكنان شهر به سوى اسلام داشت ) « 1 » . اين داستان نشأت گرفته از حديث معروف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در حجّةالوداع است كه آن حضرت در سرزمين مِنى در برابر جمعيت فرمود : « الْمُؤمِنُونَ اخْوَةٌ تَتَكافَأُ دِمائُهُمْ وَ هُمْ يَدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ يَسْعى بِذِمَّتِهِمْ ادْناهُمْ ؛ افراد با ايمان با هم برادرند ، خونهاى آنها يكسان است و آنها در برابر دشمن متحدند و كمترين آن‌ها مىتواند تعهدى از سوى جمعيت بر عهده بگيرد » . « 2 » 2 - در تواريخ اسلام مىخوانيم هنگامى كه مسلمانان در عصر خليفهء دوم ، ساسانيان را شكست دادند و هرمزان بزرگ به وسيلهء لشكر ايران دستگير شد ، او را نزد عمر آوردند ، خليفه به او گفت شما بارها با ما پيمان بستيد و پيمان شكنى كرديد دليلش چيست ؟ هرمزان گفت : مىترسم قبل از آنكه دليلش را بگويم مرا به قتل برسانى ! خليفه گفت نترس ! . در اين هنگام هرمزان تقاضاى آب كرد و به زودى ظرف ساده و بىارزشى پر از آب كرده براى او آوردند . هرمزان گفت : اگر از تشنگى هم بميرم هرگز در چنين ظرفى آب نخواهم خورد ! خليفه گفت : ظرف آبى بياوريد كه مورد قبولش باشد ، ظرف را بدست او دادند و او به اطراف نگاه مىكرد و آب نمىنوشيد و مىگفت مىترسم در حالى كه مشغول نوشيدن آب باشم كشته شوم . خليفه گفت : نترس من به تو اطمينان مىدهم تا ننوشى با تو كارى نداريم .
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، جلد 3 ، ماده سُهرياج . ( 2 ) . اصول كافى ، جلد 1 ، صفحه 404 ، حديث 2 .