هرمزان ناگهان ظرف را واژگون كرد و آبها را به روى زمين ريخت خليفه كه فكر مىكرد آب بدون اختيار او ريخته شده است گفت آب ديگرى براى او بياوريد و او را تشنه نكشيد .
هرمزان گفت : من آب نمىخواهم منظورم اين بود كه امان از تو بگيرم . خليفه گفت : من تو را به هر صورت خواهم كشت .
ولى هرمزان جواب داد تو به من امان و اطمينان دادى .
خليفه گفت : دروغ مىگويى من به تو امان ندادم .
« انس » حاضر بود و گفت هرمزان راست مىگويد تو به او امان دادهاى مگر به او نگفتى من با تو كار ندارم تا آب را بنوشى ؟ !
خليفه در كار خود فرو ماند و به هرمزان گفت تو مرا فريب دادى ولى من به خاطر اين فريب خوردم كه تو قبول اسلام كنى . هرمزان از مشاهدهء اين صحنه ( و پايبند بودن مسلمانان به عهد و پيمانشان نور ايمان در دلش درخشيدن گرفت و ) مسلمان شد . « 1 »
جالب اينكه از روايات اسلامى استفاده مىشود كه حتى شبههء عهد و امان نيز لازم الوفاء است . در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « لَوْ انَّ قَوْماً حاصَرُوا مَدينةً فَسَألُوهُمُ الْامانَ فَقالُوا : لا ، فَظَنُّوا انَّهُمْ قالُوا : نَعَمْ فَنُزِلُوا الَيْهِمْ كانُوا آمِنِينَ ؛ هرگاه گروهى در محاصرهء سپاهيان اسلام باشند و تقاضاى امان كنند ولى مسلمانان پاسخ منفى دهند اما به گمان اينكه پاسخ مثبت بوده به سوى مسلمانان بيايند اينها در امانند » . « 2 »
به اين ترتيب نه تنها عهد و امان لازم الوفاء است احتمال آن نيز در بعضى موارد لازم الوفاء مىباشد .
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، جلد 11 ، صفحه 383 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، جلد 11 ، صفحه 50 ، حديث 4 .