بنابراين عهد و پيمان با خداوند نه تنها از نظر اخلاقى لازم الوفاء است بلكه از نظر فقهى نيز چنين است و مخالفت با آن كفّاره دارد .
حتى اگر انسان صيغهء عهد را نخواند و تنها در دل نيت كند بهتر است به عهدى كه با خدا كرده وفا كند .
قرآن مجيد در مذمت گروهى از مؤمنان ضعيف الايمان يا منافق در ماجراى جنگ احزاب مىفرمايد : « وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْادْبارَ وَ كانَ عَهْدُاللَّهِ مَسْئولًا ؛ آنها قبلًا با خدا عهد و پيمان بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند ( ولى مخالفت كردند ) و عهد الهى مورد سوال قرار خواهد گرفت » . « 1 »
و در جاى ديگر مىفرمايد : « وَاوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ اذا عاهَدْتُمْ ؛ و هنگامى كه با خدا عهد بستيد به عهد خود وفا كنيد » ( بعضى از مفسران اين عهد را به معنى بيعت با پيغمبر و بعضى به معنى جهاد و بعضى به معنى سوگند با خدا و بعضى به معنى هر كارى كه به حكم عقل يا نقل بر او واجب است تفسير كردهاند . « 2 »
و عهد با مردم هرگونه قرارداد و پيمانى را شامل مىشود و چنانچه در قالب شرعيه و عقلائيه درآيد عمل به آن واجب است ولى عهدهاى يكطرفه مثل اينكه انسان با ديگرى عهد مىكند كه به او كمك كند اين گونه عهدها كه عهد ابتدايى ناميده مىشود و همچنين وعدههايى كه يك جانبه صورت مىگيرد وفاى به آن از نظر فقهى واجب نيست بلكه مستحب مؤكّد است ولى از ديدگاه اخلاق همهء آنها محترم و لازم الوفا است و گرنه انسان از نيل به فضائل اخلاقى و مقامات عاليهء انسانى باز مىماند .
در بعضى از روايات وعدههايى كه انسان مؤمن به ديگرى مىدهد به منزلهء نذر شمرده شده هر چند كفّاره ندارد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « عِدَةُ الْمُؤْمِنِ اخاهُ نَذْرٌ لاكَفَّارَةَ لَهُ فَمَنْ اخْلَفَ فَبِخُلْفِ اللَّهِ بَدَءَ وَ لِمَقْتِهِ تَعَرَّضَ وَ ذلِكَ قَوْلُهُ يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 15 .
( 2 ) . تفسير فخر رازى ، جلد 20 ، صفحه 106 .