و با توجه به اين امور ، نقطهء مقابل آن كه انگيزههاى امانت است روشن مىشود .
امانت از ايمان و يقين به پروردگار عالم و علم و قدرت او و اعتماد به وعدههاى او سرچشمه مىگيرد ، امانت زائيدهء عقل و درايت و توجه به عاقبت امور و نتايج كارها است .
امانت دليل بر واقعبينى انسان ، و رهايى او از چنگال اوهام و پندارهاى هوسآلود است .
امانت از شخصيت بالا و والاى انسان سرچشمه مىگيرد ، چرا كه حاضر نمىشود خود را به مال و مقام و مواهب زودگذر مادى كه از طريق خيانت حاصل مىشود بفروشد .
و در يك كلمه امانت مولود فهم و شعور و عقل و ايمان و اخلاص و شخصيت است . گاه مىشود كه عامل خيانت فقر و ظلم است ، و گروههايى كه به حقوق مشروع خود در جامعه نمىرسند ، و به اين جهت تحت فشار فقر قرار مىگيرند ، و دست آنها به خيانت آلوده مىشود ، و به همين دليل در دستورهاى اسلامى آمده است كه براى حفظ امانت قاضى در قضاوتش بايد او را از بيت المال به طور كامل اداره كرد .
امير مؤمنان على عليه السلام در عهدنامهء مالك اشتر كه عالىترين برنامهء مديريت است مىفرمايد : « وَافْسَحْ لَهُ فِى الْبَذْلِ ، ما يُزِيلُ عِلَّتَهُ ، وَتَقِلُّ مَعَهُ ، حاجَتُه الىَ النَّاسِ ، وَ اعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَةِ لَدَيْكَ ما لا يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خاصَّتِكَ لَيأْمَنَ بِذلِكَ اغْتِيالَ الرِّجالِ لَهُ عِنْدَكَ ، فَانْظُرْ فى ذلِكَ نَظَراً بَلِيْغاً ؛ و در بذل و بخشش به او ( قاضى ) سفرهء سخاوتت را بگستر آنگونه كه نيازمندىاش از ميان برود ، و حاجتى به مردم پيدا نكند ، و از نظر مقام و منزلت آن قدر مقامش را نزد خودت بالا ببر كه هيچ يك از ياران نزديكت به نفوذ كردن در او طمع نكند ، و از توطئهء اين گونه افراد نزد تو در امان باشد ، و در اين موضوع با دقت بنگر » . « 1 »
اين بحث را با حديث پر معنايى از امام صادق عليه السلام پايان مىدهيم ، حديثى كه نشان مىدهد سرچشمههاى خيانت بسيار متنوع است ، و براى حفظ امانت ، بايد به
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 53 .