مىسپرند ، اگر كسى امانتش را به دست انسان بد سابقهاى بسپارد ، و او در امانت خيانت كند ، بايد خويشتن را ملامت كند . در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« مَنِ اْئَتَمَنَ غَيْرَ امِينٍ فَلَيْسَ لَهُ عَلَى اللَّهِ ضِمانٌ لِانَّه قَدْ نَهَاهُ انْ يَأْتَمِنَهُ ؛ كسى كه امانت خويش را به غير امين بسپارد ، خدا ضامن حفظ آن نيست ، زيرا خدا او را از سپردن امانت به چنين كسى نهى كرده است » . « 1 »
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « مَنِ ائِتْمَنَ غَيْرَ مُؤْتَمَنٍ فَلا حُجَّةَ لَهُ عَلَى اللَّهِ ؛ كسى كه فرد غير امين را امين بشمرد ( و امانتش را به او بسپارد ، مال خود را ضايع كرده ) و حجتى در برابر پروردگار ندارد » . « 2 »
بنابراين بر تمام مديران جامعهء اسلامى لازم است كه به هوش باشند ، مبادا پستها و مقامات مختلف حكومت را كه مهمترين امانتهاى الهى هستند ، به دست افراد خائن بسپارند ، كه هم دنياى خويش را تباه مىكنند و هم دين خود را ، و در پيشگاه خدا مسؤوليت سنگينى دارند .
امانت و خيانت در بيتالمال
امانت همه جا مطلوب است ولى از ديدگاه اسلام در اموال عمومى و سرمايههاى معنوى و مادى كه تعلق به جامعه دارد ، نه به شخص خاصى ، داراى تأكيد بيشترى است فلسفه آن نيز روشن است ، زيرا اولًا گروهى چنين مىپندارند ، چون اين سرمايهها تعلق به عموم دارند ، آنها آزادند هرگونه مىخواهند در آن عمل كنند ، و ثانياً اگر خيانت در اموال عمومى و بيتالمال رايج شود نظام جامعه از هم گسيخته خواهد شد ، و چنين جامعهاى هرگز روى سعادت نمىبيند .
براى پى بردن به اهميت اين موضوع كافى است كه داستان « حديدهء مُحْماة » را بار ديگر به خاطر بياوريم آنجا كه عقيل برادر امير مؤمنان على عليه السلام تقاضا كرده بود كمى بر سهميه او از گندم بيتالمال بيفزايد ، و ضابطهء عدالت بين مسلمين را به خاطر رابطهء برادرى كمى تغيير دهد ، على عليه السلام آهنى را در آتش گذارد ، و نزديك
هامش
( 1 ) . همان ، جلد 106 ، ص 179 .
( 2 ) . فروع كافى ، جلد 5 ، صفحه 299 .