تُؤدِّى الَى الصِّدْقِ ؛ امانت انسان را به صدق و راستگويى دعوت مىكند » . « 1 »
و در حديث ديگرى از همان امام همام مىخوانيم : « اذا قَوِيَتِ الْامانَةُ كَثُرَ الصِّدْقُ ؛ هنگامى كه امانت تقويت شود ، صداقت فزونى مىيابد » . « 2 »
* * *
انگيزههاى امانت و خيانت
كسانى كه به سراغ خيانت مىروند ، و آن را بر امانت ترجيح مىدهند غالباً به منافع زودگذر مىانديشند ، زيرا خيانت در بسيارى از موارد منافعى كم يا زياد ، به صورت سريع و زودرس در اختيار خيانت كننده قرار مىدهد بىآنكه به زيانهاى هنگفت ناشى از آن بينديشند .
اين افراد كه گرفتار حرص و آز و طمع هستند كمتر به عواقب خيانت مىانديشند زيرا منافع زودرس پرده بر چشم و گوش و عقل آنها مىافكند .
آنها بر اثر ضعف ايمان و عدم توجه به قدرت لايزال خداوند قادر منان كه روزى را تضمين كرده ، و به امانت داران پاداشهاى دنيا و آخرت را وعده داده است ، چشم بر هم گذارده ، و همهء اينها را به دست فراموشى سپرده و در دام خيانت گرفتار مىشوند .
بنابراين سرچشمههاى خيانت را مىتوان امور زير شمرد :
1 - ضعف ايمان و عقيده و عدم توجه به توحيد افعالى خداوند ، و حاكميت او بر همه چيز .
2 - غلبهء هوا و هوس و دنياپرستى .
3 - چيره شدن حرص و آز و طمع بر انسان .
4 - نينديشيدن به پيامدهاى خيانت در زندگى مادى و معنوى .
5 - رها كردن تلاش و كوششهاى مستمر براى رسيدن به مقصود از طريق مشروع به خاطر تنبلى و ضعف اراده .
هامش
( 1 ) . شرح فارسى غرر ، جلد 2 ، صفحه 7 .
( 2 ) . همان ، جلد 3 ، صفحه 134 .