در ميان حرف اين و آن مىدود و به كسى اجازهء سخن گفتن نمىدهد ، به سخنان مردم گوش نمىدهد ولى انتظار دارد همه به سخنانش گوش فرا دهند ، سخنان كوتاه ديگران را طولانى مىشمرد و سخنان طولانى و بى محتواى خودش را كوتاه و لازم و واجب مىداند !
گاه آثار آن در حركات و اعمال ، ظاهر مىشود ، دوست دارد ديگران در برابر او بايستند و او نشسته باشد ، هنگامى كه وارد مجلس مىشود همه براى او قيام كنند ، ولى او براى كسى قيام نكند !
در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « مَنْ ارَادَ انْ يَنْظُرَ الَى رَجُلٍ مِنْ اهْلِ النَّارِ فَلْيَنْظُرْ الَى رَجُلٍ قَاعِدٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ قَوْمٌ قِيَامٌ ! ؛ كسى كه مىخواهد به يكى از دوزخيان نگاه كند ، نگاه به كسى كند كه نشسته است و مردم در برابر او ايستادهاند » ! « 1 »
و نيز دوست دارد در كوچه و بازار تنها نباشد و فرد يا گروهى پشت سر او حركت كنند .
در حديثى آمده است : « كَانَ رَسُولُ اللَّهِ فِى بَعْضِ الْاوْقَاتِ يَمْشِى مَعَ الْاصْحَابِ فَيَأْمُرُهُمْ بِالتَّقَدُّمِ وَ يَمْشِى فِى غِمَارِهِمْ ! ؛ پيامبر اكرم گاه با يارانش حركت مىكرد به آنها دستور مىداد بر او تقدّم جويند و او در لا به لاى آنها راه مىرفت » ! « 2 »
دوست دارد كه ديگران به ديدن او آيند بى آنكه او به ديدن ديگران برود ، از همنشينى با فقيران و مستمندان و كسانى كه ظاهر نامرتّبى دارند پرهيز مىكند و اگر گرفتار چنين افرادى شود سعى دارد در نخستين فرصت از كنار آنان برخيزد يا آنها را از خود دور سازد !
دوست دارد هرگز چيزى براى اهل خانه با دست خود خريدارى نكند و در خانه كمترين كارى انجام ندهد ، زن و فرزند و خدمتكار دست به سينه در برابر او براى انجام حوائج حاضر باشند و او به آنها فرمان دهد !
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 206 ، چاپ آخوندى .
( 2 ) - مسند الفردوس ديلمى ، مطابق نقل المحجّة البيضاء ، جلد 6 ، صفحهء 247 .