تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
بعضى از بزرگان مانند مرحوم « فيض كاشانى » در « المحجّة البيضاء » چهار ريشه براى « تكبّر » ذكر كرده است : عجب ، كينه ، حسد و ريا . او معتقد است تكبّر درونى ريشه‌اش « عجب » - خود بزرگ‌بينى - است ، اين خود بزرگ‌بينى سبب مىشود كه خود را برتر از آنها بداند و بر آنها فخرفروشى كند و ريشه‌هاى ديگرى دارد كه يكى از آنها « كينه » است كه نسبت به شخص خاصّى پيدا مىكند و همين امر سبب مىشود كه امتيازات واقعى يا پندارى خود را به رخ او بكشد ، و ديگر « حسد » است كه سبب بروز اين رذيلهء اخلاقى مىگردد و ديگرى « رياكارى » است كه سبب مىشود شخص رياكار امتيازات خود را به ديگران ارائه دهد . اين ريشه‌هاى چهارگانه ، ريشه‌هاى اصلى تكبّر را تشكيل مىدهد . ولى ظاهر اين است كه ريشه‌ها منحصر به اين چهار صفت نيست ، بلكه امور ديگرى نيز مىتواند ريشهء تكبّر گردد . * * *

6 - آثار و نشانه‌ها

بيماريهاى اخلاقى مانند بيماريهاى درونى و جسمانى هميشه همراه با آثارى در برون است همان گونه كه يك بيمارى كبدى علايم مختلفى بر پوست بدن ، چهره ، رنگ چشم ، زبان و مانند آن دارد ، كسى كه به يك بيمارى سخت اخلاقى گرفتار است آثار و نشانه‌هايش در اعمال و سخنان او ظاهر مىشود . بزرگان اخلاق آثار كبر را به طور مشروح و گسترده شمرده‌اند ، اين آثار گاه در چهره ظاهر مىشود ، مثل اينكه شخص متكبّر در برابر اشخاص مختلف چهره در هم مىكشد و نگاه‌هاى تحقير آميزى مىكند حتّى حاضر نيست با تمام صورت با افراد روبرو شود . گاه آثار اين خوى نكوهيده در سخنانش آشكار مىگردد ، تعبيرهايى كه از خود مىكند مبالغه آميز است و پيوسته ضميرهاى جمع در بارهء خود به كار مىبرد ، حتّى تُن صداى او نشان مىدهد كه آدم مغرور و متكبّرى است .