دليل بر پستى است » . « 1 »
اين بحث را با چند حديث و سخنانى از بعضى از بزرگان پايان مىدهيم :
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند : « الجَنَّةُ دَارُالاسْخِياء ؛ بهشت خانهء سخاوتمندان است » . « 2 »
امام صادق عليه السلام مىفرمايند كه خداوند فرمود : « انّى جَوادٌ كريمٌ لايُجَاوِرُنى لَئيمٌ ؛ من بخشنده با سخاوتم ، افراد پست و بخيل نمىتوانند در جوار من ( در بهشت ) جاى بگيرند » . « 3 »
در حديث ديگرى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده است : « طَعامُ الجَوادِ دَواءٌ وَ طَعام البَخيلِ داءٌ ؛ طعام سخاوتمند ، دواست و طعام بخيل ، درد و بيمارى است » . « 4 »
يكى از عارفان به نام « ابن سمّاك « 5 » » مىگويد : « عَجِبْتُ لِمَن يَشتَرِىَ الْمَماليكَ بِمالِه وَ لايَشتَرِى الْاحرارَ بِمَعروفِهِ ؛ در شگفتم ! از كسانى كه بردگان را با مال خود خريدارى مىكنند ؛ ولى آزادهها را با احسان و نيكى ، دربند محبّت خود در نمىآورند » . « 6 »
به عربى گفتند : آقا و بزرگ شما كيست ؟ گفت : « مَنِ احْتَمَلَ شَتْمَنَا وَ اعطى سَائِلَنَا و اغْضى جَاهِلَنا ؛ كسى كه بدگويىهاى ما را تحمل كند و به نيازمندان ببخشد و از اعمال جاهلان چشم پوشى كند » . « 7 »
* * *
هامش
( 1 ) - سفينة البحار ، مادهء صحب .
( 2 ) - المحجة البيضاء ، جلد 6 ، صفحهء 62 .
( 3 ) - همان مدرك ، ص 64 .
( 4 ) - همان مدرك ، صفحهء 61 .
( 5 ) - « ابن سمّاك » در قرن دوم هجرى در دوران حكومت هارون الرشيد زندگى مىكرد و در سال 183 ه . ق . در كوفه در گذشت ( سفينة البحار ، مادهء سمك ) .
مرحوم محدّث قمى در سفينة البحار در شرح حال « ابن سماك » ، او را مردى خوش بيان و صاحب مواعظ و اندرزها مىشمرد و از « ابن ابى الحديد » نقل مىكند كه او روزى وارد بر هارون شد ؛ هنگامى كه چشم هارون به او افتاد ، گفت : مرا موعظه كن ، ( هارون در همين موقع تقاضاى آب كرد ) . ابن سمّاك اشاره به آب كرد و گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم ! اگر يك بيمارى داشته باشى كه نتوانى آب بنوشى ، چه مىكنى ؟ گفت : حاضرم نيمى از تمام ملك و حكومتم را بدهم تا اين بيمارى بر طرف شود ؛ سپس به او گفت : بنوش . هارون آب را نوشيد . « ابن سماك » دوباره گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم ! اگر اين آب را كه نوشيدى از تو دفع نشود ، چه مىكنى ؟ گفت : حاضرم نيمى ديگر از حكومتم را براى حل اين مشكل بدهم . ابن سمّاك گفت : حكومتى كه نيمى از آن فداى نوشيدن آب و نيمى فداى خارج شدن آن شود ، چيزى نيست كه مردم براى آن بجنگند .
( 6 ) - همان مدرك ، صفحهء 65 .
( 7 ) - همان مدرك .