اموال خود ببخشد . هرگاه اين كار تكرار شود عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد ؛ همانند افراد ترسو كه اگر در ميدانهاى مختلف زندگى گام نهند ، به تدريج ترس و وحشت آنها مىريزد . افراد كم رو نيز اگر چندين بار در مجالسى كه بزرگان نشستهاند ، سخن بگويند ، حالت كمرويى آنها از بين مىرود .
انديشيدن دربارهء تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند و آنها را موجوداتى پست و كثيف مىدانند و احترامى كه براى سخاوتمندان قائلند و آنها را انسانهايى برتر مىشمارند ؛ يكى از راههاى درمان « بخل » و دورى از اين رذيلهء زشت اخلاقى است .
همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء و آثار مرگبار « بخل » نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد .
در اين رابطه حضرت على عليه السلام مىفرمايند : « البَخيلُ يَبْخَلُ عَلَى نَفْسِهِ بِاليَسيرِ مِن دُنياه وَ يَسمَحُ لِوُرّاثِهِ بِكُلِّها ! ؛ بخيل نسبت به خودش در مورد كمترين چيزى بخل مىكند ، ولى همهء آن را به آسانى در اختيار وارثانش مىگذارد » . « 1 »
حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است : « مَن بَرِءَ مِنَ البُخلِ نالَ الشَّرَفَ ؛ كسى كه از بخل پاك شود ، به شرف و افتخار نائل مىشود » . « 2 »
انديشه در اين امور ، انسان را از بخل بيزار مىكند ؛ مخصوصاً با توجه به اين كه روايات « بخل » را با ايمان سازگار نمىداند .
* * *
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 1884 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 7 ، صفحهء 229 .