در اشعار شعرا نيز رابطهء « عشق » و « رسوايى » يك رابطهء معروف و مشهور است . « 1 » ( رسواى عالمى شدم از فرط عاشقى )
در داستان يوسف و همسر عزيز مصر نشان مىدهد كه چگونه همسر عزيز مصر با وجود احترام فراوان - به علت هواپرستى - رسواى خاص و عام شد
يوسف به صبر خويش پيمبر شد * رسوا شتاب كرد زليخا را « 2 »
و به گفتهء شاعر عرب :
انّ الْهَوى هُوَ الهَوانِ قُلِبَ اسْمُهُ * فَاذا هَوَيْتَ فَقَدْ لَقَيْتَ هَواناً « 3 »
هواپرستى همان پستى است كه نام آن تغيير يافته ، به همين دليل هر هواپرستى پست مىشود .
* * *
عوامل و اسباب شهوت پرستى
بارها در مباحث مشابه گفتهايم كه براى درمان مفاسد اخلاقى ، بايد نخست علل و ريشهها و اسباب آن را بيابيم . بزرگان علم اخلاق نيز ، در مباحث اين علم ، به بحث از انگيزهها ، اهمّيّت فوق العادهاى دادهاند ؛ به همين دليل لازم است بحث دقيقى در مورد عوامل شهوت پرستى داشته باشيم .
اميال و خواستههاى درونى كه از آن به شهوات تعبير مىشود ، - مخصوصاً شهوت جنسى - يك امر طبيعى و خدادادى بوده و از عوامل حركت انسان ، براى پيشرفت زندگى بشمار مىآيد . به همين دليل ، گرچه نمىتوان آنها را از ميان برد ، اما هرگز نبايد براى سركوبى آنها نيز تلاش كرد ؛ زيرا اگر اين شهوات در حدّ اعتدال باشند ؛ نه تنها مشكلى ايجاد نمىكنند ، بلكه يكى از اسرار تكامل و تقدّم انسان نيز محسوب مىگردند .
آنچه كه به صورت مفسدهء اخلاقى ظاهر مىشود ، همان طغيان شهوات و خارج شدن
هامش
( 1 ) -بر سر ميدان رسوايى عشق * عالمى را همچو شيدايى ببين ( عطار )عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست * يا غم دوست خورد يا غم رسوايى را ( سعدى )( 2 ) - ناصر خسرو .
( 3 ) - ادب الدنيا و الدين .