افراد جبان و ترسو نه شايستهء اداى اين رسالتند و نه قادر بر اين كار !
بعضى از مفسّران معتقدند كه اين آيه دليل بر اين است كه پيامبران الهى در مقام تبليغ رسالت الهى نبايد تقيّه كنند ، ولى اين سخن در صورتى صحيح است كه تقيّه به معنى ترس و وحشت از مخالفين باشد ، در حالى كه تقيّه هميشه ناشى از ترس نيست ، بلكه گاه هدف جلب و جذب مخالفين و رساندن آنها به اهداف الهى به صورت تدريجى است ، و شايد گفتار ابراهيم « هذا ربّى » در برابر ستارهپرستان و ماهپرستان و خورشيدپرستان از اين باب بوده است ( دقّت كنيد ) .
* * *
نتيجهء نهايى
از آيات قرآن مجيد كه نمونههاى روشنى از آن در بالا آمد ، اهمّيّت شجاعت و شهامت و نقش اين فضيلت اخلاقى در سرنوشت معنوى و مادّى انسانها از يك سو ، و آثار سوء رذيلهء ترس و جبن از سوى ديگر آشكار مىشود .
درست است كه در اين آيات ، شجاعت و ترس به طور مستقلّ و مستقيم مورد بحث واقع نشده ولى به طور ضمنى با بيان گويا نقش هر دو در زندگى انسانها تبيين گرديده است .
* * *
جبن و ترس در روايات اسلامى
در احاديث اسلامى نكوهش از اين رذيلهء اخلاقى بازتاب گستردهاى دارد از جمله :
1 - امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « لَايَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَاناً وَ لَاحَريِصاً وَ لَاشَحِيحاً ؛ انسان با ايمان نه ترسوست و نه حريص و نه بخيل » ! « 1 »
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه « ترس » و « حرص » و « بخل » با روح ايمان
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 72 ، صفحهء 301 .