زياد است كه موجب مىشود انسان تعادل فكرى خود را از دست بدهد .
* * * در پنجمين آيه با چهرهء ديگرى از شجاعت ياران پيامبر صلى الله عليه و آله روبهرو مىشويم ، شجاعتى كه از منطق ايمان سرچشمه مىگرفت ، آنها به خوبى مىديدند كه در ميدان نبرد بر سر دو راهى قرار دارند كه هر دو به سوى بهشت و خشنودى خدا مىرود : راهى به سوى « شهادت » پيش مىرود كه نهايت آن سعادت است و راهى به سوى زنده ماندن و پيروز شدن بر دشمن ، كه آن هم باعث افتخار در دنيا و آخرت است اين در حالى است كه دشمن در هر صورت محكوم به شكست است يا مرگ ذلّتبار در اين دنيا يا عذاب پروردگار در آخرت .
بديهى است كسى كه چنين درك و ديدى داشته باشد هرگز ترس و سستى به خود راه نمىدهد ، و از اين رذيلهء بزرگ اخلاقى بر كنار است ( قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا الّا احْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ انْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهُ اوْ بِايْدِينَا فَتَرَبَّصُوا انَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ ) . « 1 »
و به گفتهء بعضى از دانشمندان عامل اصلى پيروزى مسلمانان همين شجاعت زاييدهء از ايمان و منطق « قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا الّا احْدَى الْحُسْنَيَيْنِ » بود .
* * * در ششمين آيه ، با چهرهء ديگرى از شجاعت اين دينباوران شجاع در جنگ احد روبهرو مىشويم :
مىدانيم در احد مسلمانان بر اثر غفلت گروهى از افراد دنياپرست كه سنگرهاى حسّاس خود را رها كردند و به جمع غنايم پرداختند گرفتار شكست سختى شدند ، و ضايعات فراوانى به بار آمد ، و طبق آنچه در تواريخ آمده است دشمن پيروزمند به هنگام بازگشت از ميدان جنگ در اثناى راه مكّه از بازگشت خود پشيمان شد و با يكديگر توافق كردند كه به مدينه بازگردند و از فرصت به دست آمده استفاده كنند و
هامش
( 1 ) - توبه ، 52 .