مار عظيمى تبديل شد ، موسى وحشت كرد و فرار نمود . در اينجا نخستين درس اخلاقى به موسى عليه السلام داده شد كه : « اى موسى ! نترس كه رسولان در نزد من نمىترسند » ! ( . . . يَا مُوسَى لَاتَخَفْ انِّى لَايَخَافُ لَدَىَّ الْمُرْسَلُونَ ) . « 1 »
و با توجّه به اينكه تمام عالم محضر خداست و همه جا ذات پاكش حاضر و ناظر است مؤمنان در هيچ حال و در هيچ جا نبايد بترسند ، بلكه بر ذات پاك او توكّل كنند و با شجاعت و شهامت به سوى اهداف مقدّسى كه دارند پيش بروند .
مطابق آنچه در سورهء قصص آيهء 31 آمده است ، به موسى عليه السلام گفته شد : « اى موسى ! نترس و پيش بيا كه تو در امن و امانى » ! ( يَا مُوسَى اقْبِلْ وَ لَاتَخَفْ انَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ) .
موسى با اين خطاب الهى آرامش خود را بازيافت و در اينجا دستور مهمترى به او داده شد و آن اينكه نه تنها از آن مار عظيم نبايد بترسد بلكه بايد به سوى آن پيش برود ، و آن را با دست خود بگيرد ! تا عصا به حالت اول بازگردد ! ( قَالَ خُذْهَا وَ لَاتَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْاولَى ) . « 2 »
به يقين اين كار براى موسى عليه السلام بسيار شاقّ و سنگين بود ولى آن را انجام داد و بر آن پيروز شد .
آرى موسى عليه السلام بايد اين تجربهء بزرگ را در محضر الهى فراگيرد تا بتواند در برابر اژدهاى ديگرى همچون فرعون و فرعونيان بايستد ، و حكومت و ملك آنها را در واقع عصاى دست خود كند !
بسيارى از مفسّران « جانّ » را كه در آيهء بالا آمده به معنى مار كوچك و باريك كه با سرعت حمله مىكند تفسير كردهاند ، در حالى كه در جاى ديگر كه موسى عصا را در برابر فرعون انداخت تعبير به « ثعبان » شده كه به معنى اژدهاى عظيم است ، به همين دليل بعضى احتمال دادهاند عصا در آغاز كار مبدّل به مار كوچكى شد و تدريجاً به صورت اژدهاى عظيمى در آمد !
بعضى نيز گفتهاند « عصا » مبدّل به مار عظيمى شد ، ولى از نظر سرعت همچون مارهاى
هامش
( 1 ) - نمل ، 10 .
( 2 ) - طه ، 21 .