گيرند ، ( فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً الّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ الَيْهِ يَرْجِعُونَ ) . « 1 »
در اينكه مرجع ضمير « اليه » در بخش اخير آيه چيست ؟ مفسّران احتمالات زيادى دادهاند : بعضى گفتهاند ضمير به « كبيرهم » برمىگردد ، يعنى به سوى بت بزرگ برگردند و از او سؤال كنند چه حادثهاى سبب شكستن ساير بتها شده و چه عاملى سبب نجات او گرديده است و طبيعى است بت از پاسخ به آن عاجز است و از اينجا بى اعتبارى بتها را دريابند .
احتمال ديگر اينكه ضمير به « ابراهيم » بازمىگردد ، يعنى بتپرستان به سراغ ابراهيم عليه السلام آيند ، و از او در بارهء انگيزهء بتشكنيش سؤال كنند و او حقايق را براى آنان بازگو كند ( البتّه در اين صورت جملهء الّا كَبِيراً لَهُمْ تأثيرى در مفهوم آيه ندارد به خلاف تفسير قبل ) .
احتمال سوّم اينكه ضمير به « خداوند متعال » برمىگردد ، يعنى مشاهدهء ضعف و زبونى بتها در مقابل يك انسان سبب شود كه آيين بتپرستى را رها كنند و به سوى خدا بازگردند ( اين تفسير نيز اشكال سابق را دارد ) .
و از همه مناسبتر همان تفسير اوّل است .
به هر حال آيه نشان مىدهد كه يكى از فضايل بزرگ پيامبران اولواالعزم شجاعت بىنظير آنها بوده است ، آنها از غير خدا نمىترسيدند ، و در راه خدا كمترين سستى به خود راه نمىدادند و از جبن و ترس كه يك رذيلهء بزرگ اخلاقى است پاك و مبرّا بودند و به همين دليل يك تنه در برابر انبوه دشمنان مىايستادند و پيروز مىشدند .
بى شك اگر رذيلهء اخلاقى ترس و جبن بر آنها مسلّط مىشد هرگز نه قادر به انجام رسالت خويش بودند ، و نه بر دشمنان پيروز مىشدند .
* * * در دوّمين آيه مخاطب موسى بن عمران عليه السلام است ، آنجا كه براى نخستين بار مخاطب به خطاب وحى شد و به او دستود داده شد عصايش را بيفكند ، و عصا به اعجاز الهى به
هامش
( 1 ) - انبياء ، 58 .