از سوى سوّم به اين حقيقت بينديشد كه ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و كتاب الهى و پاداش كيفر اعمال داريم و اين جهان را منزلگاهى در مسير يك سفر طولانى مىدانيم و برنامهء ما در اين جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى هميشه ماندن !
و نيز انديشه كند كه حرص در اندوختن و ذخيره كردن اموال و برنامهريزى براى رسيدن به آرزوها و آمال ، هرگز مايهء سعادت انسان نمىشود ، بلكه دائماً او را به درد و رنج گرفتار مىسازد .
و انديشه كند كه مهمترين آرامش ، آرامش روح و وجدان است كه آن از طريق تقوا و توكّل بر پروردگار فراهم مىشود نه از طريق حرص و ولع و دنياپرستى !
بهترين راه براى وصول به اين هدف همان است كه در حديث نبوى معروف آمده است فرمود : « خُذْ مِنْ دُنْيَاكَ لِآخِرَتِكَ وَ مِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ ، وَ مِنْ صِحَّتِكَ لِسُقْمِكَ ، فَانّكَ لَاتَدْرِى مَا اسْمُكَ غَداً ؛ از دنيايت براى آخرتت بهره گير و از زندگانيت براى مرگ ( و زندگى بعد از آن ) و از تندرستيت براى زمان بيمارى استفاده كن ، چرا كه نمىدانى فردا نام تو چيست ( آيا تو را زنده مىنامند يا جزء مردگان ، سالم مىگويند يا بيمار ؟ ) » . « 1 »
عامل ديگر براى آرزوهاى دراز هواپرستى و عشق به دنياست ، هر قدر از اين علاقه كاسته شود دامنهء آرزوها كوتاهتر مىگردد و به عكس هر اندازه انسان دلبستگى بيشتر به دنيا پيدا كند ، دامنهء آرزوها گستردهتر مىشود .
براى رسيدن به اين هدف ، يعنى كوتاه كردن دامنهء آرزوها يكى از مؤثّرترين راهها ياد مرگ است كه پردهها را از جلو چشم بصيرت انسان برمىگيرد و واقعيّتهاى زندگى را براى او آشكار مىسازد .
به همين دليل امير مؤمنان على عليه السلام در پايان خطبهء 99 از نهج البلاغه مىفرمايد : « الَا فَاذْكُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ ، وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ ، وَ قَاطِعَ الْامْنِيَّاتِ ؛ به هوش باشيد و به ياد چيزى بيفتيد كه لذّات را در هم مىكوبد و شهوات را بر هم مىزند و آرزوها را قطع مىكند » .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 122 .