تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ولى تاريكى و ظلمت در اينجا مىتواند معنى گسترده‌ترى داشته باشد و شامل هرگونه ناآگاهى و جهل و پنهان‌كارى شود ، چرا كه راهزنان طريق حق هميشه از جهل و ناآگاهى مردم استفاده مىكنند و با نقشه‌هاى شوم و پنهانى خود به مؤمنان پاكدل حمله‌ور مىشوند . سپس به شرورانى اشاره مىكند كه در گره‌ها مىدمند و اين تعبير اشاره به زنان وسوسه‌گر يا مطلق وسوسه‌گران است كه همچون ساحران به هنگام سحر « اورادى » را مىخوانند و در گره‌ها مىدمند ، پى در پى مطالب بىاساس خود را در گوش مردم مىخوانند تا با اين وسوسه‌ها ارادهء آنان را سست كنند و به حالت ترديد بكشانند و هنگامى كه اراده‌ها سست شد راه براى حملهء لشگر شيطان هموار مىشود . سپس به سوّمين و آخرين گروه از شروران اشاره كرده ، مىفرمايد : « بگو به خدا پناه مىبرم از شرّ حاسدان ، هنگامى كه حسد مىورزند » . از اينجا روشن مىشود كه يكى از عمده‌ترين عوامل تخريب و فساد در جهان ، تخريب و فسادى است كه از حسودان سرچشمه مىگيرد و به اين ترتيب منابع سه‌گانهء مهمّ شرّ و فساد ( مهاجمان تاريك دلى كه از تاريكىها استفاده مىكنند و بر مردم هجوم مىآورند و وسوسه‌گرانى كه با تبليغات سوء خود ايمان و عقيده و پيوندهاى مردمى را سست مىكنند و حسودانى كه كارشان همواره تخريب است ) در عبارات كوتاهى بيان شده و شاهد گويايى بر مقصود يعنى آثار زيانبار حسد است . توصيفى كه در آغاز آيه براى خداوند ذكر شده ( بِرَبِّ الْفَلَقِ ) مىتواند اشاره به اين نكته باشد كه طوايف سه‌گانهء شرور بالا هميشه از تاريكى جهل و اختلاف و كفر استفاده مىكنند كه اگر اين تاريكى مبدّل به روشنايى علم و اتّحاد و ايمان شود ، حربه‌هاى آنان به كندى مىگرايد . * * * در ششمين آيهء مورد بحث بعد از مدح و ستايش بليغى كه از انصار شده است ( همانها كه پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و يارانش را به شهر خود ( يثرب ) دعوت كردند و با آغوش