تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
شيطانى » چنين نظر دادند : « يوسف را بكشيد ، يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد تا توجّه پدر فقط به شما باشد و بعد از آن ( از گناه خود توبه مىكنيد و ) افراد صالحى خواهيد بود » ! ( اقْتُلُوا يُوسُفَ اوِ اطْرَحُوهُ ارْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ ابِيكُمْ وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صَالِحِينَ ) . « 1 » همان گونه كه مىدانيم با وساطت بعضى از برادران قتل يوسف انجام نشد ، ولى مقدّمات تبعيد او به سرزمينهاى دور دست فراهم گرديد ، درست است كه اين تبعيد ، يعقوب را چنان اندوهگين كرد كه چشمانش از كثرت گريه و اندوه نابينا شد امّا بر خلاف آنچه برادران مىخواستند اين تبعيد مقدّمهء عظمت يوسف و فرمانروايى او بر كشور مصر را كه از مهمترين كشورهاى بزرگ آن زمان بود فراهم ساخت و پدر هم توجّهى به آنها ننمود . آرى امواج خروشان و خطرناك حسد آن قدر قوى و هولناك است كه برادران را دعوت به كشتن برادر مىكند و سبب گناهان زياد ديگرى از جمله گفتن دروغهاى مختلف براى كتمان جنايت خود و نسبت دادن پدر به ضلالت و گمراهى و اهانت آشكار به مقام والاى اين پيامبر بزرگ . * * * در سوّمين آيه اشاره به داستان يهود شده است . مىدانيم گروه عظيمى از آنان كه نشانه‌هاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را در كتابهاى خود خوانده بودند از « شامات » به سرزمين « مدينه » كوچ كردند تا به افتخار ديدار آن حضرت برسند و پيوسته ظهورش را انتظار مىكشيدند و به خود نويد مىدادند . امّا پس از ظهور آن حضرت بسيارى از آنان نه تنها بر تعهّدات باطنى خود نسبت به حمايت از آن حضرت باقى نماندند ، بلكه در صف مخالفين سرسخت در آمدند و دليل عمدهء آن يكى « حسد » بود و ديگرى « به خطر افتادن منافع مادّى آنان » ! قرآن مجيد در اين زمينه مىگويد : « آيا آنها نسبت به مردم ( پيامبر و خاندان او ) به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنها داده حسد مىورزند ؟ با اينكه به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و
هامش
( 1 ) - يوسف ، 9 .