تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
معنوى خويش را در پيشگاه خدا جبران نمايد ( اين همان كارى است كه علماى اخلاق آن را « غبطه » مىنامند و امرى شايسته و سازنده و مستحسن است ) ، ولى قابيل راه ديگرى را برگزيد ، يعنى تلاش كرد نعمت را از برادر خود بگيرد و براى اين كار نيز بدترين راه را انتخاب كرد ، دست خود را به خون او آغشته كرد تا سوز دل خود را كه از آتش حسد به وجود آمده بود فرونشاند ! اگر « تكبّر » ابليس سبب شد براى هميشه از درگاه خدا رانده شود و « حرص » آدم سبب شد براى هميشه از بهشت محروم گردد ، حسد قابيل سبب شد كه با ريختن خون برادر ، براى هميشه ملعون و مطرود درگاه خدا شود و هر قتلى در دنيا واقع مىشود او به عنوان بنيانگذار اصلى ! در آن سهيم باشد . تاريخ پر است از جنايات فجيعى كه انگيزهء اصلى آن فقط حسد بوده است . * * * در بخش دوّم از آيات به چهرهء ديگرى از صفت زشت حسد و آثار مرگبار آن در زندگى انسانها برخورد مىكنيم و آن مربوط به داستان حضرت يوسف عليه السلام و برادران اوست . يوسف عليه السلام نه تنها چهرهء بسيار زيبايى داشت بلكه خلق و خوى او نيز در نهايت زيبايى بود و همين امر كه از آيندهء درخشانى خبر مىداد نظر تيزبين پدرش يعقوب پيامبر را به خود جلب كرد و نخستين بذر حسد در دل برادرانش كه از او بزرگتر بودند پاشيده شد . اين موضوع هنگامى به اوج شدّت خود رسيد كه يوسف عليه السلام به پدرش گفت : « پدر ! من در خواب ديدم يازده ستاره به اضافهء خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند » ! ( اذْ قَالَ يُوسُفُ لِابِيهِ يَا ابَتِ انِّى رَأَيْتُ احَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَاجِدِينَ ) . « 1 » يعقوب كه مىدانست اين خواب يك خواب كودكانه نيست بلكه نشانهء بارزى از آيندهء بسيار درخشان يوسف عليه السلام است به او گفت : « فرزندم خواب خود را براى برادرانت نقل نكن ، مبادا براى تو نقشهء خطرناكى بكشند چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است » .
هامش
( 1 ) - يوسف ، 4 .