5 - طرق درمان « حرص »
مىدانيم هميشه براى درمان اساسى يك بيمارى جسمانى ، بايد به سراغ عوامل و ريشههاى آن برويم ، چرا كه بدون ريشهكن شدن آن عوامل ، نتايج همچنان باقى و برقرار است و اگر به طور موقّت با داروهاى مسكّن آثار آن را بپوشانيم باز بعد از مدّتى خود را نشان مىدهد .
بيماريهاى اخلاقى نيز به يقين همين گونه است حتماً بايد ريشهيابى شود ، سپس ريشهها را بخشكانيم .
همان گونه كه قبلًا اشاره شد ( و در احاديث اسلامى نيز آمده بود ) يكى از ريشههاى حرص ، سوء ظنّ به خدا و عدم توكّل بر اوست كه بازگشت به تزلزل پايههاى توحيد افعالى مىكند .
كسى كه خدا را قادر و رازق مىداند و كليد همهء نيكىها را به مضمون ( بِيَدِكَ الْخَيْرُ انَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ « 1 » ) در دست او مىبيند ، حرص در جمع مال و مواهب ديگر مادّى نخواهد داشت .
كسى كه ايمان كامل به وعدههاى الهى دارد و پيام « مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ . . . ؛ « 2 » آنچه نزد شماست فانى مىشود امّا آنچه نزد خداست باقى مىماند » را به گوش جان شنيده و پذيرفته است ، به جاى حرص در جمعآورى مال ، حرص در انفاق فى سبيل اللَّه دارد .
هنگامى كه پايههاى ايمان ، به ويژه توحيد افعالى در وجود انسان متزلزل گردد صفات رذيلهء بى شمارى به سراغ انسان مىآيد كه يكى از خطرناكترين آنها حرص است ، پس با تقويت پايههاى ايمان بايد به مقابله با آن برخاست .
يكى ديگر از ريشههاى حرص ، جهل و بى خبرى نسبت به پى آمدهاى آن مىباشد .
اگر انسان بداند حرص ، آرامش او را در تمام زندگى بر هم مىزند ، حرص مايهء رنج و تعب دايمى اوست ، حرص شخصيّت او را در هم مىكوبد و در انظار خوار و خفيف
هامش
( 1 ) - آل عمران ، 26 .
( 2 ) - نحل ، 96 .